ویرایش‌ها

شهید خلیل الله بهاری

۷۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۲
/* خاطرات */
یک رو به محل کار خلیل ا... بهاری رفتم تا جویای احوالات ایشان بشوم برادر کاوه را دیدم پرسیدم آقای بهاری کجاست ؟ گفت : دیشب رفته بودیم شناسایی و الان دارد استراحت می کند داشتم بر می گشتم که از زیر چادر محل استراحتش مرا دیده بود و گفت بیا اینجا وقتی رفتتم گفت بیا مقداری با هم صحبت کنیم و درد دل نماییم من می خواهم امروز آخرین خداحافظی را با تو داشته باشم و حلالیت می طلبم گفتم من آمده ام احوالت را بپرسم و خوشحال شوم نه اینکه مرا ناراحت کنی گفت نه راست می گویم من الان در فکر بودم که امروز چندین ماشین نظامی و نفرات آنان را منهدم کرده ام و به مکن الهام شده که آنان هر طور شده امروز مرا به شهادت می رسانند برایش مشخص شده بود که دارد شهید می شود لذا در همان درگیری و عملیاتی که انجام شد ایشان به شدت مجروح شد و فکر می کنم در بین راه نرسیده به بیمارستان به شهادت رسید.
یکی از دوستان خلیل ا... بهاری خاطره ای را اینگونه نقل می کرد : وقتی به جنگل آلباتان رسیدیم اولین نفری که خودش را به نزدیکی مقر کومله و دمکرات رساند آقای بهاری بود که ایشان بعد از شناسایی مقر اولین کاری که کرد یک قبضه آر پی جی برداشت و به سراغ سنگر تیربار رفت و با انهدام تیر بار مقر دسته ی آقای بهاری نیز به مقرحمله کردند و مقر را به تصرف خود در آوردند تعداد زیادی از افراد فریب خورده کشته و تعدادی نیز موفق به فرار شدند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4323 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
 
<gallery>
 
Image:4323.jpg
 
 
</gallery>
==پانویس==
<references />
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش