خاطره از زبان مادر شهید:
پسرم مقداری پول جمع کرده بود و من فکر می کردم برای خودش پول جمع می کند گفتم داود جان این پول ها چیه؟
گفت: می خوام برای خواهرانم چیزی بخرم که بعد از من به یادگاری براشون بمونه.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/16055 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==پانویس==منبع:سایت شهدای ارتشhttp://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails<references /16055>