شهید فیروز داودی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(زندگی نامه)
 
سطر ۶: سطر ۶:
  
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
شهید گرانقدر در شهر تربت‌حیدریه در خانواده‌ای مؤمن و متدین به دنیا آمد و در محیطی آکنده از صفا و صمیمیت پرورش یافت. وی همچون دیگر پیروان مکتب توحید اولین سخنی که آموخت کلام خداوند بود. پس از یادگیری قرآن به مدرسه‌ی ابتدایی رفت و تحصیل را آغاز نمود، اما بر اثر فقر مالی خانواده، فقط تا کلاس اول راهنمایی به درس خواندن ادامه داد، سپس ترک تحصیل کرد و به کار در مغازه‌ی پدرش مشغول گردید و کمک حال پدر ناتوانش شد. ایشان کار کردن را دوست داشت و هرگز احساس خستگی نمی‌کرد. در بحبوحه‌ی حرکت‌ عظیم امت مسلمان برای سرنگونی رژیم طاغوت، مانند سایر فرزندان این مرز و بوم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و در همین زمان بود که با افکار بلند و اهداف رهایی‌بخش رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی آشنا شد و از عاشقان بی‌چون و چرای فرامین معظم‌له درآمد‌. پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 خون تازه‌ا‌ی در رگ‌های شهید دمیده بود و او که در چشم‌انداز نوینی قرار گرفته بود، به یاری محرومین و مستضعفین شتافت و هر کجا که انقلاب اسلامی به وجودش نیاز داشت، فعالانه و با آغوشی باز شرکت می‌کرد. با آغاز جنگ تحمیلی در سال ،1359 او که همانند دیگر امت خداجوی کشورمان،نمی‌توانست این تجاوز و غارت را تحمل کند، پس از چندی دفترچه‌ی آماده به خدمت گرفت و در آبان‌ماه سال 1360 راهی خدمت سربازی شد. وی پس از طی دوره‌ی آموزشی در پادگان قائم تربت‌حیدریه به لشگر 77 خراسان انتقال یافت و عازم مناطق جنوب کشور گردید. شهید در مدت 17 ماهی که در جبهه‌ی جنوب مشغول به خدمت بود، دلاورانه با نیروهای دشمن جنگید و در عملیات‌های مختلف از جمله فتح‌المبین، فتح‌بستان و بیت‌المقدس حضور پیدا کرد، تا اینکه سرانجام در جبهه‌ی خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح و به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل گردید، اما شدت جراحت به حدی بود که چند روز بعد در تاریخ 13/05/1361 به سوی معبود خویش شتافت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10539 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
* شهید گرانقدر در شهر تربت‌حیدریه در خانواده‌ای مؤمن و متدین به دنیا آمد و در محیطی آکنده از صفا و صمیمیت پرورش یافت. وی همچون دیگر پیروان مکتب توحید اولین سخنی که آموخت کلام خداوند بود. پس از یادگیری قرآن به مدرسه‌ی ابتدایی رفت و تحصیل را آغاز نمود، اما بر اثر فقر مالی خانواده، فقط تا کلاس اول راهنمایی به درس خواندن ادامه داد، سپس ترک تحصیل کرد و به کار در مغازه‌ی پدرش مشغول گردید و کمک حال پدر ناتوانش شد. ایشان کار کردن را دوست داشت و هرگز احساس خستگی نمی‌کرد. در بحبوحه‌ی حرکت‌ عظیم امت مسلمان برای سرنگونی رژیم طاغوت، مانند سایر فرزندان این مرز و بوم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و در همین زمان بود که با افکار بلند و اهداف رهایی‌بخش رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی آشنا شد و از عاشقان بی‌چون و چرای فرامین معظم‌له درآمد‌. پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 خون تازه‌ا‌ی در رگ‌های شهید دمیده بود و او که در چشم‌انداز نوینی قرار گرفته بود، به یاری محرومین و مستضعفین شتافت و هر کجا که انقلاب اسلامی به وجودش نیاز داشت، فعالانه و با آغوشی باز شرکت می‌کرد. با آغاز جنگ تحمیلی در سال ،1359 او که همانند دیگر امت خداجوی کشورمان،نمی‌توانست این تجاوز و غارت را تحمل کند، پس از چندی دفترچه‌ی آماده به خدمت گرفت و در آبان‌ماه سال 1360 راهی خدمت سربازی شد. وی پس از طی دوره‌ی آموزشی در پادگان قائم تربت‌حیدریه به لشگر 77 خراسان انتقال یافت و عازم مناطق جنوب کشور گردید. شهید در مدت 17 ماهی که در جبهه‌ی جنوب مشغول به خدمت بود، دلاورانه با نیروهای دشمن جنگید و در عملیات‌های مختلف از جمله فتح‌المبین، فتح‌بستان و بیت‌المقدس حضور پیدا کرد، تا اینکه سرانجام در جبهه‌ی خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح و به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل گردید، اما شدت جراحت به حدی بود که چند روز بعد در تاریخ 13/05/1361 به سوی معبود خویش شتافت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10539 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==
 
<gallery>
 
<gallery>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۲

شهید فیروز داودی تاریخ تولد :1341/09/01 تاریخ شهادت : 1361/05/13 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - تربت حیدریه - بهشت عسگری

زندگی نامه

  • شهید گرانقدر در شهر تربت‌حیدریه در خانواده‌ای مؤمن و متدین به دنیا آمد و در محیطی آکنده از صفا و صمیمیت پرورش یافت. وی همچون دیگر پیروان مکتب توحید اولین سخنی که آموخت کلام خداوند بود. پس از یادگیری قرآن به مدرسه‌ی ابتدایی رفت و تحصیل را آغاز نمود، اما بر اثر فقر مالی خانواده، فقط تا کلاس اول راهنمایی به درس خواندن ادامه داد، سپس ترک تحصیل کرد و به کار در مغازه‌ی پدرش مشغول گردید و کمک حال پدر ناتوانش شد. ایشان کار کردن را دوست داشت و هرگز احساس خستگی نمی‌کرد. در بحبوحه‌ی حرکت‌ عظیم امت مسلمان برای سرنگونی رژیم طاغوت، مانند سایر فرزندان این مرز و بوم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و در همین زمان بود که با افکار بلند و اهداف رهایی‌بخش رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی آشنا شد و از عاشقان بی‌چون و چرای فرامین معظم‌له درآمد‌. پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 خون تازه‌ا‌ی در رگ‌های شهید دمیده بود و او که در چشم‌انداز نوینی قرار گرفته بود، به یاری محرومین و مستضعفین شتافت و هر کجا که انقلاب اسلامی به وجودش نیاز داشت، فعالانه و با آغوشی باز شرکت می‌کرد. با آغاز جنگ تحمیلی در سال ،1359 او که همانند دیگر امت خداجوی کشورمان،نمی‌توانست این تجاوز و غارت را تحمل کند، پس از چندی دفترچه‌ی آماده به خدمت گرفت و در آبان‌ماه سال 1360 راهی خدمت سربازی شد. وی پس از طی دوره‌ی آموزشی در پادگان قائم تربت‌حیدریه به لشگر 77 خراسان انتقال یافت و عازم مناطق جنوب کشور گردید. شهید در مدت 17 ماهی که در جبهه‌ی جنوب مشغول به خدمت بود، دلاورانه با نیروهای دشمن جنگید و در عملیات‌های مختلف از جمله فتح‌المبین، فتح‌بستان و بیت‌المقدس حضور پیدا کرد، تا اینکه سرانجام در جبهه‌ی خرمشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح و به یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل گردید، اما شدت جراحت به حدی بود که چند روز بعد در تاریخ 13/05/1361 به سوی معبود خویش شتافت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش