ویرایشها
سرگرد شهید، علی امینی، فرزند دلاور، در تاریخ، 1322/08/01 در [[روستای "میچك" ]] از توابع شهرستان [[ساوه ]] به دنیا آمد، پس از طی دوران طفولیت، به مدرسه رفت و پس از اخذ دیپلم متوسطه به استخدام نیروی زمینی ارتش در آمد، سال بعد ازدواج نمود و در تهران مشغول به خدمت شد، در تاريخ، 1357/06/17 در حالی كه دولت موقت، ارتش را موظف به گشودن آتش بر روی مردم نموده بود، از این كار ممانعت كرد و به خانواده گفت: " من روزی كه به استخدام ارتش در آمدم، قسم خوردم كه به خاطر حفظ جان و مال و ناموس این مردم بجنگم، با آنها باشم نه در مقابل آنها و اگر قرار شود جانم را بدهم، برای آنها باشد، من طاقت به خاك و خون افتادن جوانان وطنم را ندارم".پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در شهریور ماه 1358 به مدت 4 سال به لشگر 28 [[سنندج ]] ماموریت یافت و یك سال نیز در جبهه های جنوب حضور داشت. در بهمن ماه 1363 به قسمت "مخابرات و الكترونیك نزا جانزاجا" منتقل شد، در فروردین ماه 1365 به صورت داوطلبانه به منطقه اعزام شد و به عنوان فرمانده [[گردان نصر، نصر]] ، در [[كردستان ]] حضوری فعال داشت.سرانجام در سحرگاه روز دوم خرداد ماه 1365 همزمان با [[عملیات كربلای 5 ]] در سردشت، [[سردشت]] ، در حال سركشی به سنگر واحدهای تحت فرماندهی، خودروی حامل وي با مین كار گذاشته شده توسط [[ضد انقلاب، انقلاب]] ، برخورد نمود و به همراه تنی چند از همرزمانش به فیض شهادت نائل آمد.
روحش شاد و یادش گرامی
همسر گراميم زهراجان، از جانب من گل رخسار عزيزانم مهتاب، نادر و افسانه، نوگل بهارم را ببوس و از طرف من، از تمامى فاميل و همسايگان حلاليت بطلب.
سلام بر مادرم، مادر پيرو فرتوت و مادر خونين جگرم، مادر عزيز و مهربانم از دور دست ها و از ماوراء كوه هاى بلند و سر به فلك كشيده صورت چون گل و چشمان اشك بارت را مي بوسم، سلام بر خواهران عزيز، و سلام بر برادران گراميم بدين وسيله از تمامى شماها خداحافظى مي كنم چون عازم نيزد هستم و مشتاق ديدار معبود مي باشم.
همسر خوبم، از تو مي خواهم اگر امكان دارد بگذرى و دنبال هدف و خواستهاش برود و ان شاء الله موفق شود و موجب سربلندى و كشور شود مبادا نبودن من كوچكترين اثرى در اراده مصمم و آه نين آهنين او رخنه بنمايد، در ضمن سعى كن مراسم ختم را بسيار كم خرج بگيرى و بهتر است كه اين خرجها در صورتي كه صلاح بدانى صرف امور خيريه، و كمك به خانوادههاى فقرا و بىبضاعت كن .
در خاتمه گل روي تو و فرزندانم خوبم و مادر و برادران و خواهرانم و ديگر فاميل را مي بوس م و همگى شما را به خداى بزرگ مي سپارم.
خداحافظ اى زندگى فانى