قبل از شروع رسمی جنگ، دشمن در این منطقه تحرکاتی نظیر تیراندازی به سوی پاسگاههای مرزی و احداث سنگر در مقابل آنها، استقرار نیرو و تانک در برابر پاسگاه طلائیه قدیم، اقدام به پروازهای شناسایی بر فراز منطقه و بازداشت صیادان بومی انجام میداد.
با آغاز رسمی جنگ، این منطقه یکی از محورهای اصلی هجوم به خوزستان بود و در همان روزهای اول جنگ توسط لشکر لشگر 5 مکانیزه عراق سقوط کرد و تا عملیات بیتالمقدس این منطقه در اشغال کامل عراق بود. در مرحله دوم عملیات بیتالمقدس که دشمن از جنوب کرخهنور به سوی مرز عقبنشینی کرد، مواضع خود را در مجاورت طلائیه مستحکم نمود و مجهزترین موانع و استحکامات خود را شامل انواع دژ، میادین مین، تلههای انفجاری، سنگرهای بتنی و سیمهای خاردار و خاکریزهای مثلثی در این منطقه ایجاد نمود.
این منطقه یکی از محورهای مهم عملیاتهای خیبر و بدر و کلید حفظ جزایر مجنون در طول جنگ بود، چرا که تصرف طلائیه به معنی تثبیت پیشروی ایران در هور بود. در عملیات خیبر رزمندگان باید از این منطقه به جزایر مجنون شمالی و جنوبی و تأسیسات آن شامل دکلهای برق، دکلهای تقویتی رادیو و تلویزیون، کارخانههای کاغذسازی و جادههای نفت یورش میبردند. در مرحله دوم عملیات خیبر، تمرکز آتش دشمن در طلائیه که زمینی بسیار محدود را شامل میشد، فوقالعاده سنگین بود، طوری که در یک لحظه دهها قبضه سلاح منحنیزن از جمله توپ و خمپاره، همزمان بر روی این نقطه آتش میریختند و به قول رزمندگان زمین را شخم میزدند. میزان اجرای آتش توپخانه و ادوات ارتش عراق در این منطقه را بیش از دهها هزار گلولهی توپ، کاتیوشا و خمپاره تخمین زدهاند چنانکه شهید عبدالله میثمی که در آنجا حاضر بود میگفت: «هرکس در طلائیه ایستاد، اگر در کربلا هم میبود، میایستاد.» لیکن به خاطر اهمیتی که منطقه طلائیه در کل عملیات خیبر داشت، ضرورت مقاومت و ایستادگی نیروها در آن مدام از سوی مسئولان در اتاق جنگ گوشزد میشد. به همین علت پس از آنکه محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، حسین خرازی فرمانده لشکر لشگر 14 امام حسین (ع) فراخوانده شد تا مأموریت طلائیه به وی واگذار شود که وی نیز یک دست خود را در این منطقه از دست داد.
پس از پایان جنگ، در این مکان مقری برای جستجوی پیکر مطهر شهدا دایر شد و در مکانی که تعداد زیادی از شهدا کشف شد، حسینیهای به نام حسینیه حضرت عباس (ع) بنا شد که در آن پنج شهید گمنام به خاک سپرده شده است. این یادمان در 8 کیلومتری غرب پاسگاه طلائیه قدیم و در منتهیالیه جنوبغربی مرز (در نزدیکی قسمت دال طلائیه) واقع شده است و در فاصله 300 متری سهراهی شهادت طلائیه قرار دارد. علیرغم آنکه عملیات اکتشاف نفت، این مناطق را تاحدی دستخوش تغییر کرده است اما دژها و خاکریزهای عملیاتی در جنوب و غرب این یادمان هنوز مشهود است.<ref>کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 177 ـ 178</ref>
== خاطرات ==
=== سلام ما را به امام برسانید ===
روز هفتم اسفند 1362 روز عاشورای گردان امام حسین(ع) از لشکر31 لشگر31 عاشوراست. گردان امام حسین(ع) در محاصره است، ... دستِ مشدی عباد (محمدباقر مشهدی عبادی) فرمانده گردان، قطع شده است. ایستاده است و میجنگد، بچههای باقیمانده گردان با دیدن وضع مشدی عباد، شیرتر از شیر شدهاند. مشدی عباد آخرین پیامش را با بیسیم به آقا مهدی باکری فرمانده لشکر لشگر میرساند: «سلام ما را به امام برسانید، بگویید که مشدی عباد و نیروهایش تا آخرین قطره خون حسینوار جنگیدند و حسینوار شهید شدند.» ترکش و تیر میبارد، میگویند مشدی عباد ترکش خورده است، شهید شده است، اگر شهید شده است جنازهاش کو؟! در بخشی از مناجات شهید آمده است: خدایا! تو میدانی از زمانی که نامت با قلبم گره خورده است، در تمام لحظهها فقط نام تو را بر زبان آوردهام و در تمام خطرات فقط تو با ما بودی. در شبهای تاریک سنگر، مونس ما بودی.
پروردگارا! برای آنچه که انجام دادهایم اجری نمیخواهم و به خاطر کارهایی که کردهام، فخر نمیفروشم؛ زیرا آنچه را که انجام دادم، تو میسر گردانیدی... خدایا! بیچیزم! چه خوش است دست از جان شستن و از اسارت آزاد شدن، بیهراس علیه دشمنان جنگیدن، پرچم حق را در صحنه خطر برافراشتن، به همه باطلها و طاغوتها نه گفتن، با مسرت و شادی به استقبال شهادت رفتن. خوشتر است از همه چیز بریدن و به خدا پیوستن، ای کاش وقتی شهید شدم، جسم مرا پیدا نکنند.»<ref>لحظههای آشنا، سیدحمید علمالهدی/ ص11</ref>
== شهدای مرتبط ==
شهید عبد الله میثمی که در آنجا حاضر بود میگفت: «هرکس در طلائیه ایستاد، اگر در کربلا هم میبود، میایستاد.» لیکن به خاطر اهمیتی که منطقه طلائیه در کل عملیات خیبر داشت، ضرورت مقاومت و ایستادگی نیروها در آن مدام از سوی مسئولان در اتاق جنگ گوشزد میشد. به همین علت پس از آنکه محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، حسین خرازی فرمانده لشکر لشگر 14 امام حسین(ع) فراخوانده شد تا مأموریت طلائیه به وی واگذار شود که وی نیز یک دست خود را در این منطقه از دست داد.
== عملیاتهای مرتبط ==
شهید عبد الله میثمی که در آنجا حاضر بود میگفت: «هرکس در طلائیه ایستاد، اگر در کربلا هم میبود، میایستاد.» لیکن به خاطر اهمیتی که منطقه طلائیه در کل عملیات خیبر داشت، ضرورت مقاومت و ایستادگی نیروها در آن مدام از سوی مسئولان در اتاق جنگ گوشزد میشد. به همین علت پس از آنکه محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، حسین خرازی فرمانده لشکر لشگر 14 امام حسین(ع) فراخوانده شد تا مأموریت طلائیه به وی واگذار شود که وی نیز یک دست خود را در این منطقه از دست داد.
== منابع ==