شهید سید محمود امینی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «شهید سیدمحمود امینی تاریخ تولد :1345/06/31 تاریخ شهادت : 1366/05/24 زندگینامه : شهید سی...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
آنچه كه در زندگی سید محمود برجستگی و ویژگی خاصی داشت، اخلاق خوب و خوش رويي اوست هنگامی كه در جمع گردان بود همچون جدش پیامبر (ص) شمع وجود آنان بود و بچهها پروانه وار گردش میچرخیدند و سیدمحمود نسبت آنان بسیار مهربان و با محبت بود به طوری كه در روز شهادتش خلاء وجود او احساس مي شد و همرزمانش غم زده در گوشهای نشستند و به شدت میگریستند. | آنچه كه در زندگی سید محمود برجستگی و ویژگی خاصی داشت، اخلاق خوب و خوش رويي اوست هنگامی كه در جمع گردان بود همچون جدش پیامبر (ص) شمع وجود آنان بود و بچهها پروانه وار گردش میچرخیدند و سیدمحمود نسبت آنان بسیار مهربان و با محبت بود به طوری كه در روز شهادتش خلاء وجود او احساس مي شد و همرزمانش غم زده در گوشهای نشستند و به شدت میگریستند. | ||
و در جمع خانواده و دوستان و آشنایان بسیار خوش برخورد و خوش رو و كردار و رفتار نیك داشت، به طوری كه از حسن رفتار او میتوان درس ها آموخت. و اما در محراب عبادت و خلوت با پروردگار، بسیار متواضع و فروتن، و در انجام احكام الهی بسیار محكم و قاطع بود به طوری كه با وجود ضعف و درد شدید جسمانی كه در آخرین بار مجروحیتش به او چیره شده بود با تحمل فشار و سختی های فراوان، روی خود را به جانب قبله برمیگرداند و ارتباط و راز و نیاز خود را تحت هیچ شرایطی با خدا قطع نمیكرد. | و در جمع خانواده و دوستان و آشنایان بسیار خوش برخورد و خوش رو و كردار و رفتار نیك داشت، به طوری كه از حسن رفتار او میتوان درس ها آموخت. و اما در محراب عبادت و خلوت با پروردگار، بسیار متواضع و فروتن، و در انجام احكام الهی بسیار محكم و قاطع بود به طوری كه با وجود ضعف و درد شدید جسمانی كه در آخرین بار مجروحیتش به او چیره شده بود با تحمل فشار و سختی های فراوان، روی خود را به جانب قبله برمیگرداند و ارتباط و راز و نیاز خود را تحت هیچ شرایطی با خدا قطع نمیكرد. | ||
| − | كسی چه میداند شاید در چنین حالاتی از خدا طلب شهادت میكرد و اما در مورد صحنههای نبرد دلاوری خط شكن و شیری دلیر، در خط مقدم جبهه بود. سید محمود، نوجوانی بود كه در جبهه رشد معنوی و جسمانی كرده و بزرگ شد و در جبهههای نبرد شهامت خاصی داشت، كه البته این موضوع را هیچ وقت خودش مطرح نمیكرد. اما وقتی همرزمانش از او صحبت میكردند میشد به عظمت شخصیت، و به شهامت و فداكاری و بزرگواری او پی برد و این را به جرأت میتوان گفت كه والدین بسیاری از شهدای گرانقدرمان به دست آوردن پیكر پاك فرزندشان را مدیون فداكاری ها و از جان گذشتنی هاي افرادي هستند كه در پایان عملیات ها بودند. بالاخره سیدمحمود بعد از 5 سال حضور مداوم در جبهه و شركت در بیش از 27 عملیات مختلف، بعد از رشادت و دلاوری در آخرین | + | كسی چه میداند شاید در چنین حالاتی از خدا طلب شهادت میكرد و اما در مورد صحنههای نبرد دلاوری خط شكن و شیری دلیر، در خط مقدم جبهه بود. سید محمود، نوجوانی بود كه در جبهه رشد معنوی و جسمانی كرده و بزرگ شد و در جبهههای نبرد شهامت خاصی داشت، كه البته این موضوع را هیچ وقت خودش مطرح نمیكرد. اما وقتی همرزمانش از او صحبت میكردند میشد به عظمت شخصیت، و به شهامت و فداكاری و بزرگواری او پی برد و این را به جرأت میتوان گفت كه والدین بسیاری از شهدای گرانقدرمان به دست آوردن پیكر پاك فرزندشان را مدیون فداكاری ها و از جان گذشتنی هاي افرادي هستند كه در پایان عملیات ها بودند. بالاخره سیدمحمود بعد از 5 سال حضور مداوم در جبهه و شركت در بیش از 27 عملیات مختلف، بعد از رشادت و دلاوری در آخرین [[عملیات نصر 7]] داوطلبانه در حالی كه همرزمانش به مرخصی میرفتند عازم جبهههای جنوب شد و در كربلای [[شلمچه]]، همان محلی كه 5 ماه پیش در آنجا مجروح شد به لقاء الله و آرزوی دیرینه خود، و به دیدار معشوق شتافت. |
و اما سید محمود و شهادتش، او همچون امیرالمومنین (ع) فرقش شكافته و متلاشی و همچون حضرت ابوالفضل (ع)، دست و پایش قطع شده بود و همانند مادرش زهرا (س) پهلویش شكسته و متلاشی بود. | و اما سید محمود و شهادتش، او همچون امیرالمومنین (ع) فرقش شكافته و متلاشی و همچون حضرت ابوالفضل (ع)، دست و پایش قطع شده بود و همانند مادرش زهرا (س) پهلویش شكسته و متلاشی بود. | ||
روحش شاد و یادش گرامی باد | روحش شاد و یادش گرامی باد | ||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
وصیت نامه : | وصیت نامه : | ||
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. | ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. | ||
| − | هرگز مپندارید آنان كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه آنان زندهگان جاویدند و در نزد خدا روزی میخورند. سوره آل عمران/آيه 169) | + | هرگز مپندارید آنان كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه آنان زندهگان جاویدند و در نزد خدا روزی میخورند. (سوره آل عمران/آيه 169) |
درود و رحمت خدا بر پدر و مادرانی كه جوانان خود را به میدان دفاع از حق فرستادهاند و به شهادت آنان افتخار میكنند. امام خمینی | درود و رحمت خدا بر پدر و مادرانی كه جوانان خود را به میدان دفاع از حق فرستادهاند و به شهادت آنان افتخار میكنند. امام خمینی | ||
با درود و سلام بر یگانه رهبر انقلاب، این نائب بر حق امام زمان، مهدی موعود (عج)، و با درود و سلام فراوان بر شهدای به خون خفته، به خصوص شهدای گمنام، وصیتم را آغاز میكنم. از این كه این وصیت را مینویسم برایم خیلی دشوار است و نمیتوانم آنچه را كه در فكر و قلبم است بر روي كاغذ و قلم بیان كنم، | با درود و سلام بر یگانه رهبر انقلاب، این نائب بر حق امام زمان، مهدی موعود (عج)، و با درود و سلام فراوان بر شهدای به خون خفته، به خصوص شهدای گمنام، وصیتم را آغاز میكنم. از این كه این وصیت را مینویسم برایم خیلی دشوار است و نمیتوانم آنچه را كه در فكر و قلبم است بر روي كاغذ و قلم بیان كنم، | ||
نسخهٔ ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۵
شهید سیدمحمود امینی تاریخ تولد :1345/06/31 تاریخ شهادت : 1366/05/24
زندگینامه : شهید سید محمود امینی، در سال 1345 در خانوادهای متدین و مذهبی، در شهر تهران دیده به جهان گشود؛ دوران كودكی را همچون همسالان خود، با شادی نشاط پشت سر گذاشت تا به سن نوجوانی رسید. در بدو انقلاب وی كه حدود 12 سال داشت مشتاقانه و آگاهانه و همگام با انقلاب به نوشتن شعارهای مذهبی و انقلابی و پخش اعلامیههای امام مشغول بود و پس از طی دوره راهنمایی در شهرستان اراك، در رشته اتومكانیك هنرستان آزادی فلسطین تهران مشغول به تحصیل شد. دوران تحصیلات هنرستانی او، مصادف با جنگ تحمیلی و هجوم جنایتكاران بعثی به مرزهای كشورمان بود به همین دلیل با وجود علاقه شدیدی كه سید به رشته تحصیلی خود داشت عشق وافر و زیباتری آرام و قرار او را از كف ربود و او را به سوی جبهههای نبرد كشانید. اما چون هنوز سنش اقتضای حضور در جبهه را نمیكرد با تغییر شناسنامه خود با جثهای ضعیف و كوچك، اما قلبی بزرگ، و عزمی استوار، راه خود را به سوی جبهه گشود. همزمان با حضور مداوم خود در جبههها، در ایام فراغت و مرخصیهای خود، عقبماندگیهای درسی را با استفاده از هوش و استعداد خدادادی كه داشت جبران كرده و تحصیلات هنرستانی را نیز با موفقیت و كسب رتبه عالی به پایان رسانید و در سال 1365 توانست وارد دانشگاه شود، اما این موفقیت بزرگ هم او را از راهی كه داشت باز نداشت و بعد از ثبت نام در رشته مورد علاقه خود، دوباره به دیار آشنا و مأنوس خود، به جبههها شتافت و در مدت حدود 45 ماه از عمر خود را در جبهههای نبرد گذرانید، سه بار به شدت مجروح گردید، و در دوران مجروحیت خواست و آرزویش از خدا این بود كه هر چه زودتر بهبود یابد تا دوباره به جبهه برگردد، در آخرین بار مجروحیت خود، با وجود ضعف جسمانی شدیدی كه بر او عارض شده بود و با وجودی كه بیش از یكی دو روز و اندی نبود كه بدون كمك دیگران و عصا راه میرفت، به محض گذاشتن عصا بر زمین راهی جبههها شد. آنچه كه در زندگی سید محمود برجستگی و ویژگی خاصی داشت، اخلاق خوب و خوش رويي اوست هنگامی كه در جمع گردان بود همچون جدش پیامبر (ص) شمع وجود آنان بود و بچهها پروانه وار گردش میچرخیدند و سیدمحمود نسبت آنان بسیار مهربان و با محبت بود به طوری كه در روز شهادتش خلاء وجود او احساس مي شد و همرزمانش غم زده در گوشهای نشستند و به شدت میگریستند. و در جمع خانواده و دوستان و آشنایان بسیار خوش برخورد و خوش رو و كردار و رفتار نیك داشت، به طوری كه از حسن رفتار او میتوان درس ها آموخت. و اما در محراب عبادت و خلوت با پروردگار، بسیار متواضع و فروتن، و در انجام احكام الهی بسیار محكم و قاطع بود به طوری كه با وجود ضعف و درد شدید جسمانی كه در آخرین بار مجروحیتش به او چیره شده بود با تحمل فشار و سختی های فراوان، روی خود را به جانب قبله برمیگرداند و ارتباط و راز و نیاز خود را تحت هیچ شرایطی با خدا قطع نمیكرد. كسی چه میداند شاید در چنین حالاتی از خدا طلب شهادت میكرد و اما در مورد صحنههای نبرد دلاوری خط شكن و شیری دلیر، در خط مقدم جبهه بود. سید محمود، نوجوانی بود كه در جبهه رشد معنوی و جسمانی كرده و بزرگ شد و در جبهههای نبرد شهامت خاصی داشت، كه البته این موضوع را هیچ وقت خودش مطرح نمیكرد. اما وقتی همرزمانش از او صحبت میكردند میشد به عظمت شخصیت، و به شهامت و فداكاری و بزرگواری او پی برد و این را به جرأت میتوان گفت كه والدین بسیاری از شهدای گرانقدرمان به دست آوردن پیكر پاك فرزندشان را مدیون فداكاری ها و از جان گذشتنی هاي افرادي هستند كه در پایان عملیات ها بودند. بالاخره سیدمحمود بعد از 5 سال حضور مداوم در جبهه و شركت در بیش از 27 عملیات مختلف، بعد از رشادت و دلاوری در آخرین عملیات نصر 7 داوطلبانه در حالی كه همرزمانش به مرخصی میرفتند عازم جبهههای جنوب شد و در كربلای شلمچه، همان محلی كه 5 ماه پیش در آنجا مجروح شد به لقاء الله و آرزوی دیرینه خود، و به دیدار معشوق شتافت. و اما سید محمود و شهادتش، او همچون امیرالمومنین (ع) فرقش شكافته و متلاشی و همچون حضرت ابوالفضل (ع)، دست و پایش قطع شده بود و همانند مادرش زهرا (س) پهلویش شكسته و متلاشی بود. روحش شاد و یادش گرامی باد
وصیت نامه :
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
هرگز مپندارید آنان كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه آنان زندهگان جاویدند و در نزد خدا روزی میخورند. (سوره آل عمران/آيه 169)
درود و رحمت خدا بر پدر و مادرانی كه جوانان خود را به میدان دفاع از حق فرستادهاند و به شهادت آنان افتخار میكنند. امام خمینی
با درود و سلام بر یگانه رهبر انقلاب، این نائب بر حق امام زمان، مهدی موعود (عج)، و با درود و سلام فراوان بر شهدای به خون خفته، به خصوص شهدای گمنام، وصیتم را آغاز میكنم. از این كه این وصیت را مینویسم برایم خیلی دشوار است و نمیتوانم آنچه را كه در فكر و قلبم است بر روي كاغذ و قلم بیان كنم،
اما سرآغاز وصیتم را با پیامی به رهبر عزیزم آغاز میكنم، ای امام عزیز، تو بودی كه مانند نور الهی، ما را در صراط مستقیم هدایت كردی و درس حسینی بودن را به ما آموختی، ای رهبر آگاه، بدان تا آخرین قطره خونم كه گواه راستی و عدالت است در راه اسلام و قرآن میجنگیم تا با خون خود نهال انقلاب اسلامی را آبیاری كنم، باشد كه رهرو واقعی رهبرم باشم.
و اما روی سخنم را با پدر و مادر عزیزم باز میكنم و از شما میخواهم كه صبر و شكیبایی را در زندگیتان پیشه كنید، شما را وصیت میكنم به صبر و مقاومت در شهادتم. مادر عزیزم، از این كه نتوانستم جبران محبتت را بكنم نگران هستم، مادر، هنگامی كه تو مرا میخوانی و هنگامی كه حسین (ع) مرا میخواند به كدام ندا، لبیك بگویم؟
من به ندای حسین لبیك گفتم و به سوی خدا شتافتم، به دعوت اسلام لبیك گفتم و سعادت را برای خود تحصیل كردم، كشته دین گردیدم و در راه قرآن به خون غلطیدم و از دین حق یاری كردم، پس در عزایم گریه مكن، اگر گریه كردی فقط برای اسلام و شهیدان راه خدا و..... باشد و شما ای پدر عزیزم، محبتهای فراوان تو را كه درس زندگی كردن به من آموخت را هرگز فراموش نمیكنم، امیدوارم كه هم شما و هم مادر مرا به بزرگی و مهربانیتان ببخشید و مرا حلال كنید و از شما میخواهم كه برای من از تمام دوستان و خویشان و آشنایان رضایت و حلالیت طلب كنید.
و ای خواهران و برادران عزیز و صبورم، از شما میخواهم كه تا آخرین قطره خونتان راه شهیدان را كه همان راه اسلام و انقلاب خونین ماست ادامه دهید و هیچ خستگی و كم كاری به خود راه ندهید، فرزندانتان را حسین وار و زینب وار بزرگ و تربیت كنید و هر كاری كه میكنید برای جلب رضای خدا باشد و پدر و مادر را هیچگاه تنها نگذارید و روحيه ي آنها را تقویت كنید، از شما میخواهم كه مرا ببخشید و از امت شهید پرور ایران میخواهم كه امام را تنها نگذارند و همچون یاران حسین بن علی (ع) او را تا آخر یاری كنید، امام را در زندگیتان سرمشق قرار دهید، باشد كه خداوند تبارك و تعالی شما را یاری كند تا در این هدف مقدس پیروز و موفق باشید و تا زمانی كه یك مظلوم و یا یك مستكبر در روی زمین وجود دارد جنگ الهی ما نیز ادامه خواهد داشت و تا پرچم اسلام به جهان طنین نیفكند جوانان ما همچون حسین (ع) در راه خدا مبارزه میكنند، ان شاء الله.
(در حدود 3 روز روزه و 20 روز نماز قضا دارم.)
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
سید محمود امینی 1361/06/25
منبع: سایت شهدای ارتش