ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدمحمدجواداکبری

۲۵ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۸
==زندگینامه==
حضور شیرین کودکی در سال 1341، گرمابخش خانه مسلمانی متدین بود و به علت این که تولد او مصادف با ميلاد امام جواد(ع) بود، نام زیبای (محمد جواد) را بر او نهادند، او دوران کودکی را با جنب و جوش ها و شيطنت هاي کودکی سپری کرد، 9 ساله بود که مرگ پدر او را از سایه پرمهرش محروم ساخت.
زندگی ساده و همراه با مشقت و سختی او، نشان از پاکی و بزرگی روحش داشت، محمدجواد، از همان دوران کودکی با آداب و رسوم مسلمانی بزرگ شد و عشق و محبت اهل بیت با پوست و خون او عجین گشت، در هفتمین سال زندگی، شاگرد دبستان دهنو در [[روستای صمصام ]] شد و دوره راهنمایی را نیز در همان مدرسه با موفقیت گذراند، برای ادامه تحصیل به بیرستان دبیرستان امام رفت و در سال 1360 مدرک دیپلم گرفت.سال های آخر او، همزمان با اوج نهضت اسلامی، و قیام مردمی، برای نابودی ظلم و ستم بود، در این هنگام او نیز مانند سایر مردان خدا به صفوف مبارزه پیوست و به ندای « هل من ناصر» لبیک گفت و با مبارزات دلیرانه خود خانه شیاطین را به ویرانی کشاند. محمد جواد، در سال 1361 برای انجام خدمت سربازی مصمم شد و از همان بدو خدمت، راهی منطقه عملیاتی جنوب شد، دو سال از خدمت خود را در همان منطقه و آزادسازی [[خرمشهر ]] گذراند.پس از دو سال خدمت سربازی، در اداره فرهنگ الیگودرز، [[الیگودرز]] ، استخدام شد و کسوت انبیا، یعنی همان معلمی را در پیش گرفت و برای تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم اقدام کرد، طولی نکشید که طرح لبیک یا خمینی پیش آمد و دردانشکده افسری تهران قبول شد. او برای رفتن به جبهه از برادر بزرگتر اجازه خواست، برادر بزرگتر به او گفت: اگر می دانستی دشمن با دختران هویزه چه کرده از من نمی خواستی که زمانی را استراحت کنم و خود نیز با من همراه می گشتی، من برای دفاع از شرافت و ناموس میهنم مبارزه خواهم کرد.
در این زمان محمدجواد، توانست رضایت برادر بزرگش را که در حکم پدرش بود و مادرش را براي رفتن به جبهه جلب کند، او با گذشت شش ماه دوره فشرده، به درجه ستوان سه رسید و وارد کارزار جنگ شد و موفق به اخذ چندین تقدیرنامه از لشگر 81 کرمانشاه و حضرت آیت الله خامنه ای رهبر کبیر انقلاب اسلامی، در چندین عملیات موفقیت آمیز و شناسایی منطقه دشمن نیز گردید. محمدجواد، در سال 1364 ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند گرانبهاست که خداوند از درگاه پاکش به وی هدیه داد، او در نامه هایی كه براي مادر، می فرستاد این شعر را برایش در آغاز نامه می نگاشت: اول از روی ادب ای گل خوش بو سلام، دوم از روی محبت به تو دارم پیام... .
او هر بار که برای ملاقات مادر و خانواده اش می آمد، با دعای خیر مادر، دوباره عازم جبهه های حق علیه باطل می گشت، او پس از به تصوير كشيدن رشادت ها و دلیری ها، در [[منطقه ي حاج عمران، عمران]] ، توانست در مدت دو سال به درجه ستوان یکم نایل آید و در یک عملیات شبانه، در پل ذهاب، در مأموريت شناسایی منطقه، در اثر انفجار مین، به درجه رفیع شهادت نایل گشت، پیکر مطهرش در [[روستای دهنو صمصام، صمصام]] ، در کنار ديگر شهیدان خفته در گلزار شهدا، به خاک سپرده شد و مزارش سال هاست که زیارتگاه دلسوختگان و آزادی خواهان است.
منبع: سایت شهدای ارتش
۱٬۶۳۴
ویرایش