ویرایش‌ها

شهید علی اصغر فتاحی

۱۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۲۴
انسان در مقابل خانواده‌ شهداء شرمنده است چرا که فرزندانشان روزی همرزم ما بودند و اینک آنها به شهادت رسیده‌اند ولی ما ...
اکنون که این وصیتنامه را می‌نویسم چند ساعتی بیشتر به عملیات بزرگ والفجر باقی نمانده است.آری ، این صدای [[پاسداران]] [[انقلاب اسلامی]] است . ما صادقانه برآنیم تا آن چه را که با خدای خویش عهد بسته‌ایم وفا نماییم و هر لحظه در انتظار شهادت و دیدار پروردگارمان هستیم.این پیام تمامی شهیدان است که می‌گویند: امام را تنها نگذارید و [[رزمندگان ]] را یاری کنید.چرا که شما نجات‌دهنده همه مستضعفین عالم هستید و تمام مردم مستضعف دنیا چشم بر شما ملت شهیدپرور دوخته‌اند.آری ما عاشقان می‌رویم تا راه کربلای حسین (ع) را بگشاییم شاید خدا گناهان ما را بخشیده و ما را به مهمانی نور دعوت کند که در این صورت به آرزوی دیرینه خود رسیده‌ایم . ما پاسداران با خدای خویش عهد بسته‌ایم که تا جان در بدن داریم از یاری کردن اسلام و امام عزیز کوتاهی نکنیم . آری این لباس که در بدن ماست کفن ماست.بعد از شهید شدنم از خدا می‌خواهم که همچون همرزمانم در عملیات [[رمضان ]] بدون جسم باشم . احیاناً اگر جنازه‌ام به دستتان رسید در کنار 72 شهید جاوید الاثر عملیات رمضان دفن کنید.
*درباره شهید
[[شهید علی اصغر فتاحی ]] فرمانده توانمند گردان امام حسین (ع) [[لشگر 17 علی‌ ابن ‌ابیطالب (ع) ]] سال [[1343 ]] در روستای مشهد میقان از توابع شهرستان [[اراک ]] به دنیا آمد.تحصیلاتش را تا پایان سال اول دبیرستان ادامه داد.او که در دوران نوجوانی در مبارزات انقلابی شرکت کرده بود ، بعد از [[پیروزی انقلاب ]] نیز با تبعیت از فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر مقابله با فتنه ضد انقلاب و جدایی‌طلبان ، وارد اغتشاشات کردستان شد . دوران مبارزات انقلاب اسلامی بود که علی اصغر جوهره وجودی خود را نشان داد.با این که سن کمی داشت در اوایل انقلاب با شور و شوق وصف نشدنی به مبارزات انقلابی و کسب آگاهی از انقلابیون و انتقال این آگاهی‌ها به مردم همت گماشت و بخش عمده زندگی خود را به پای امام و انقلاب گذاشت . علاقه بسیار زیادی به فراگیری آموختنی‌های نظامی داشت و علاقه‌مند بود که دانسته‌های خود را به سایر افراد انتقال دهد به گونه‌ای که یکی از مربیان آموزش‌های نظامی به شمار می‌رفت.در سال 1358 به عضویت [[سپاه ]] درآمد و قبل از شروع جنگ در پاکسازی بانه و سردشت از وجود منافقان و گروهک‌های ضد انقلاب فعالیت عمده‌ای داشت .با شعله‌ور شدن جنگ تحمیلی بنا به تجربیاتی که در مناطق کردستان به دست آورده بود،به عنوان فرمانده با جمعی از برادران [[رزمنده ]] از استان مرکزی عازم مناطق غرب کشور شد . او به همراه همرزمانش به مناطق [[پاوه ]] ، [[نوسود ]] ، [[سومار ]] ، [[مریوان ]] و [[گیلان غرب ]] رفت و فعالیت‌های بی‌شماری را برای سد کردن نفوذ دشمنان خارجی به مرزهای خاکی ایران انجام داد.بعد از عملیات [[بیت المقدس ]] با جمعی از برادران [[رزمنده ]] به منطقه جنگی جنوب اعزام شد و علاوه بر شرکت در عملیات رمضان در چندین عملیات مختلف مانند [[والفجر مقدماتی ]] ، [[محرم ]] ، [[والفجر سه ]] ، [[والفجر چهار ]] ، [[آزاد سازی مهران ]] شرکت داشت.در عملیات آزاد سازی مهران از ناحیه ستون فقرات مجروح شد و تا زمان شهادت در هفتم اسفند ماه [[1362 ]] و طی [[عملیات خیبر ]] در [[جزایر مجنون ]] ، هرگز رخت رزم را از تن خارج نکرد. [[شهید فتاحی ]] را باید یکی از [[رزمندگان ]] و [[سرداران ]] جبهه‌های غریب غرب دانست که به مدت دو سال در آن مناطق خدمت کرد و همزمان با عملیات [[رمضان ]] به جبهه‌های جنوب رفت .
از دعاهای این شهید در مراسم حسینیه رزمندگان استان مرکزی در انرژی اتمی [[آبادان ]] این بود :خدایا ، ما را یاری کن تا راه کربلاء حسین (ع) را بگشاییم و گناهان ما را ببخش و تمامی مجروحین را عافیت ببخش و ما را در ادامه راه شهداء بزرگوار ثابت قدم بفرما.<ref>[http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=123&postid=40226 سایت فاتحان]</ref>
==پانویس==
<references/>
۷۳۱
ویرایش