علیزاده، علیاصغر: هجدهم تیر ۱۳۴۹، در روستای شریفآباد از توابع شهر [[قزوین]] به دنیا آمد. پدرش علیاکبر، بنا و معمار بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان بسیجی در [[جبهه]]ِ حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در [[امالرصاص]] [[عراق]] به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۸ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
==وصیت نامه==
[[شهید علی اصغر علی زاده]]: این جانب، بنده ی حقیر و گناهکار، علی اصغر علیزاده، فرزند علی اکبر، متولّد ۱۳۴۹، به شماره ی شناسنامه ی ۳۶۸، اعزامی از شریف آباد قزوین؛ در صحت و سلامت کامل وصایای خود را -به شرح زیر- بازگو می نمایم: قبل از هر چیز خدا را شُکر می کنم که -اگر توفیق شهادت نصیبم شد- می توانم دیگر شهدای عزیز اسلام را -که زودتر از من به فیض شهادت نایل آمدند- زیارت نمایم؛ مخصوصاً عموی عزیزم [[شهید محمد علیزاده]] ، که به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» حسین زمان لبیک گفت و به آرزوی دیرینه ی خود رسید و در جوار الهی جای گرفت. بعد از آن، سخنی با شما مردم شهیدپرور و همیشه در صحنه ی شریف آباد -که با عمل به فرمان خداوند و دادن شهید در راهش دِین خود را به اسلام عزیز ادا نمودید و کشور اسلامی خود را بر بال ملائکه الله نشاندید- دارم. من همه ی مردم عزیز را به تقوا، پاکی و دوری از گناه سفارش می کنم. با هم برادر و متحد باشید و هرگز امام عزیزمان و یاران عزیز و باوفایش را تنها نگذارید و با مال و جان خود او را یاری کنید. کارها را برای رضای خداوند متعال و بدون ریا و خودنمایی انجام دهید. برادران جوان! به جبهه ها بروید و [[سلاح]] برادران شهید خود را بردارید و از دین و شرف و ناموس خود دفاع نمایید. به خانواده های محترم شهدا سر بزنید و از آن ها دلجویی نمایید؛ چون آن ها -بیش از نیازهای مادی- به لطف و مرحمت شما نیازمند هستند. از جانبازان عیادت کنید و برای بچه های شهدا -هم چون پدر و مادر- مهربان باشید. برادران! استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمان ها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید، تا هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند. اگر فیض شهادت نصیبم گشت، آنان که پیرو خط [[امام خمینی]] نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند، بر من نگریند و بر جنازه ی من حاضر نشوند؛ باشد که خون شهدا آنان را متحول سازد و به رحمت الهی نزدیک شان کند. پدر و مادرم! می خواهم در میان مردم زیاد گریه نکنید، تا مبادا منافقین شما را ببینند و خوشحال شوند. ...و از پدر و مادرم می خواهم مرا ببخشند و حلالم کنند و از من راضی و خشنود باشند؛ چون شهیدان پیش خدا و پیش انبیا و امامان می روند. ...و از پدر و مادرم می خواهم در شهادت من صبر پیشه کنند. خانواده ی عزیزم! گریه ای که حاکی از ضعف باشد، نکنید؛ ولی خود گریه کردن برای شهدا و برای تداوم انقلاب، مؤثر خواهد بود. ...و از مردم شهیدپرور شریف آباد، مخصوصاً پدر و مادرم می خواهم به [[نماز جمعه]] بروند و صفوف نمازهای جماعت را خلوت نگذارند و در روز جمعه -که در حقیقت روز عزای دشمن است- نماز جمعه را هر چه باشکوه تر برگزار کنند. -ان شاء الله- اگر خدا شهادت را نصیبم کرد، در مراسم عزای من، جلوی در منزل را چراغانی نمایید، تا منافقان از خدا بی خبر بدانند که شهادت برای ما افتخاری بزرگ و جشنی عظیم است. به امید روزی که آقا [[امام زمان]](عج) -این منجی عالم بشریت و پرچم دار جهانیان- ظهور و اسلام عزیز را جهان گیر نماید.۱ (۱۵۳۱۲۲۳) علی اصغر علیزاده ۰۹/۰۶/۱۳۶۵منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1799پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>==پانویس==<references/>