دوران نوجواني [[شهيد ]] [[حسين نوروزي]]
بارها با هم در زمين فوتبال به اتفاق ديگر دوستان، بازي کرديم. اخلاق ما مثل بقيه هم سن و سالهايمان بود؛ يک گل که ميخورديم، سر هم تيميهايمان داد ميکشيديم؛ توپ که اوت ميرفت، جرزني ميکرديم. خلاصه خيلي موقعها احترام هم ديگر را نگه نميداشتيم. اما از وقتي حسين به جمع ما اضافه شد، توي هر تيمي بود، نميگذاشت بچهها به هم بياحترامي کنن. ميگفت:«خب چيه؟! گل خورديم ديگه، جبران ميکنيم، ارزش نداره و ... .»