شهید پرویز رستمی: تفاوت بین نسخهها
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
Salimpour98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
درجه یاسمت: آرپی جی زن | درجه یاسمت: آرپی جی زن | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
دهم فروردین 1341، در روستای موچنان از توابع شهرستان چناران به دنیا آمد. پدرش رحیم و مادرش لیلی نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت . سال 1359 ازدواج کرد که ثمره آن یک پسر و یک دختر بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سی و یکم خرداد 1363، با سمت آرپیجیزن در امالرصاص عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند . | دهم فروردین 1341، در روستای موچنان از توابع شهرستان چناران به دنیا آمد. پدرش رحیم و مادرش لیلی نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت . سال 1359 ازدواج کرد که ثمره آن یک پسر و یک دختر بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سی و یکم خرداد 1363، با سمت آرپیجیزن در امالرصاص عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند . | ||
| − | وصیتنامه | + | ==وصیتنامه== |
و اما پدر جان ، امیدوارم که بعد از من شما همسرم را همانطورى که اول مثل خواهرانم جمع آورى مى کردى و دوست مى داشتى حال هم داشته باشى و همچنین فرزندانم را مثل زهرا ؟؟؟ خواهرانم آنها را در آغوش گرم خود بگیرى و از آنها مواظبت کنید . | و اما پدر جان ، امیدوارم که بعد از من شما همسرم را همانطورى که اول مثل خواهرانم جمع آورى مى کردى و دوست مى داشتى حال هم داشته باشى و همچنین فرزندانم را مثل زهرا ؟؟؟ خواهرانم آنها را در آغوش گرم خود بگیرى و از آنها مواظبت کنید . | ||
نسخهٔ ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۳
شهید پرویز رستمی
نام پدر: رحیم
محل تولد: شهرستان چناران(مشهد )
تاریخ تولد: 1341/1/10
تاریخ شهادت: 1363/3/31
محل شهادت: ام الرصاص عراق
نحوه شهادت: اصابت گلوله
درجه یاسمت: آرپی جی زن
زندگینامه
دهم فروردین 1341، در روستای موچنان از توابع شهرستان چناران به دنیا آمد. پدرش رحیم و مادرش لیلی نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت . سال 1359 ازدواج کرد که ثمره آن یک پسر و یک دختر بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سی و یکم خرداد 1363، با سمت آرپیجیزن در امالرصاص عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند .
وصیتنامه
و اما پدر جان ، امیدوارم که بعد از من شما همسرم را همانطورى که اول مثل خواهرانم جمع آورى مى کردى و دوست مى داشتى حال هم داشته باشى و همچنین فرزندانم را مثل زهرا ؟؟؟ خواهرانم آنها را در آغوش گرم خود بگیرى و از آنها مواظبت کنید .
و اما از زحمات مادر عزیزم که چقدر براى من زحمت هاى فراوانى کشیدى ، امیدوارم که مادر جان بعد از من شما گریه و ناراحتى نکنید، چون من راه خودم را انتخاب کردم و من مستقلا اینجا مى خواهم که شما از آن همه زحمت ها و رنجهائى که براى من متحمل شدید از من راضى باشید و نگذارید حساب من و شما به روز قیامت بکشد . مادر جان ، آخر این بدن من طاقت آتش جهنم را ندارد .
منبع وبلاگ گنجینه ی شهدای جهان اسلام
http://fa.jahad.org/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C