== خاطرات ==
*مزد [[شهید]]
از همان روزهای اول آشنایی رقیه از فنا حرف می زد. نمی گفت شهادت، می گفت فنا.
می گفت « این امکان و فرصت نصیب مردها شد که به جنگ بروند اما برای زن ها چنین امکانی فراهم نیست. دوست دارم به گونه ایی از دنیا بروم که اجر و مزد یک [[شهید ]] داشته باشم.»زندگیمان ساده و بی آلایش بود. به زیور آلات گرایشی نداشت. این برای من لذت بخش بود وقتی می دیدم از یک مراحلی گذشته است. او معتقد بود [[شهید ]] واقعی کسی است که با تمام وجود وظیفه اش را انجام دهد.
منبع:سایت فاتحان