ویرایش‌ها

شهید محمدتقی قربانی

۷۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۸
==زندگی نامه==
قربانی، محمدتقی: هفتم اردیبهشت ۱۳۴۱، [[۱۳۴۱]]، در روستای سنجانک از توابع شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، کشاورز بود و مادرش منورخانم نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. کارگر بود. سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴، [[۱۳۶۴]]، در [[فاو عراق ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] به سر، [[شهید ]] شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
==وصیت نامه==
شهید، محمدتقى قربانى[[شهید محمدتقی قربانی]]: به [[جبهه ]] آمدم تا به نداى «هل «[[هل من ناصرٍ ینصرنى؟» ینصرنى]]؟» [[امام حسین(ع) ]] لبیک گفته باشم؛ مگر نه اینکه یکى از اصول مکتب ما [[جهاد ]] است؟! پس چرا خیلى ‏ها از آن شانه خالى مى‏ کنند؟ اینان هم آن هایى هستند که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند!! حسین جان! اگر کوفیان تو را تنها گذاشتند؛ ولى ما جوانان هرگز فرزندت را تنها نخواهیم گذاشت و هم چون على اصغر و على اکبر به شهادت مى ‏رسیم و هم چون زینب(س) راهت را ادامه مى‏ دهیم. خواهران و برادران! مبادا دین خدا و یاور او امام خمینى را تنها بگذارید؛ روحانیت مبارز در خط امام، از جمله حضرت حجت الاسلام باریک بین را یارى کنید؛ [[رزمندگان ]] را رها نسازید؛ [[پایگاه ]] هاى [[بسیج ]] و [[سپاه ]] و مساجد را مستحکم کنید. خانواده ی عزیزم! اگر شهید و شمع راه آیندگان شدم، مرا در گلزار شهداى قزوین دفن کنید؛ برایم گریه نکنید که دشمن شاد مى‏ شود؛ براى حسین(ع) گریه کنید و در کارها، خدا را در نظر داشته باشید. به تمام خواهران و برادران این پیام را دارم که: در کلیه ی راهپیمایى‏ [[راهپیمایى]]‏ ها -که از سوى مسؤولین برگزار مى‏ شود- شرکت کنید و صبر را پیشه ی خود سازید که خداوند با صابران است. من به کسى بدهکار و از کسى طلبکار نیستم. اگر [[شهید ]] شدم، از برادرانم مى ‏خواهم فرزندانم را بزرگ کنند تا مانند من [[رزمنده ]] باشند. همگى شما را به خدا مى ‏سپارم و اگر احیاناً به کسى بدى کردم، مرا ببخشد؛ زیرا خداوند انسان هاى بخشایشگر را دوست دارد.۱ (۱۵۹۰۴۱۸) محمد تقى قربانى.<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1349 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
==پانویس==
<references/>
۷۳۱
ویرایش