ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محمود کاوه

۸۱۰ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۰
/* خاطرات */
- مثلاً بگو دختر دوست داری یا پسر؟
خودمو جمع و جور کردم و جوابشو دادم. اون هم نظرشو گفت. اون شب کلّی باهام حرف زد. تا خیالش ازم راحت نشد نخوابید.<ref> فلش کارت مهر وماه</ref>
 
*سربازان امام
 
وقتی شنید امام گفتند: من به پاسدارها خيلي علاقه دارم، چرا كه پا پاسدارها سربازان امام زمان (عج) هستند.
يك دفعه محمود رنگش عوض شد؛ بي حال و ناراحت یک جا نشست و مدام میگفت:"لا اله الا الله" ... تا آن موقع اين جوری نديده بودمش.
از آن روز به بعد هر وقت كلاس مي رفت، اول از همه كلام امام را می گفت، بعد درسش را شروع مي كرد.
می گفت: اگر شما كاري كنيد كه خلاف اسلام باشد، ديگه پاسدار نيستید، ما بايد اون چيزي باشيم كه امام مي خواد.
 
راوی:سید هاشم موسوی
== عملیات‌های مرتبط ==
۳۳۲
ویرایش