ویرایش‌ها

شهید ابراهیم عبلسی

۲۲ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۳
پانویس
گفت: نه مادر، هوا خيلي سرد نيست.
هوا خيلي سرد بود، ولي نمي‌خواست ما را توي خرج بيندازد. دلم نیامد؛ همان روز رفتم و يک کلاه برايش خريدم. صبح فردا، کلاه را سرش کشيد و رفت. ظهر که برگشت، بدون کلاه بود!
گفتم: کلاهت کو؟ گفت: اگه بگم، دعوام نمي‌کني؟ گفتم: نه مادر؛ مگه چيکارش کردي؟ گفت: يکي از بچه‌هاي مدرسه‌مون با دمپايي مياد؛ امروز سرما خورده بود؛ ديدم کلاه براي اون واجب‌ تره.منبع: <ref>ساکنان ملک اعظم،منزل امیر عباسی، صفحه:5موضوع : اجتماعی ، هدیه </ref><ref>نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا</ref>
منبع نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا ==پانویس==<references/>
۲۷۳
ویرایش