ویرایش‌ها

شهید کمیل صفری تبار

۲۸ بایت اضافه‌شده، ‏۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۵۵
به محض اینکه اولین حقوقش را از سپاه گرفت دو دفترچه پس انداز برای خودش باز کرد، یکی مربوط به حقوق و مزایا، دیگری مربوط به هدایا؛
می گفت: « طبق فتوای [[مقام معظم رهبری، رهبری]]، هدیه [[خمس ]] ندارد» برای خودش، سال خمسی تعیین کرد تا اگر مازاد بر هزینه سالیانه، چیزی در حسابش مانده باشد،خُمس آنرا بدهد.
یکسال مقداری پول به مستمندان داده بود و با خوشحالی می گفت: امسال خمس داده ام.<ref>راوی مادر شهید</ref>
*پندنامه
«گرچه به کمتر از [[شهادت ]] راضی نیستم؛ ولی از خدا می خواهم که اگر [[شهید ]] نشدم، اجر [[شهید ]] را به من بدهد.»
*نماز شب
کمیل آخر شب ها به بهونه ورزش از خونه میزد بیرونیه شب پدرش تعقیبش میکنه...
میبینه کمیل میره مزار [[شهدا ]] و مشغول نماز شب میشه...
*خواستگاری
موقع خواستگاری از من پرسید: ممکنه من یه روزی به [[شهادت ]] برسم! شما با این موضوع مخالفتی ندارین و می توانی با آن کنار بیآیی؟! من چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم: دوباره پرسیدند و من گفتم : نه مخالفتی ندارم؛ از همانجا فهمیدم که او از جنس زمینی ها نیست.»<ref>همسرشهید</ref>
== گالری تصاویر ==
۷۳۱
ویرایش