ویرایش‌ها

شهید قاسم سلیمانی

۹ بایت حذف‌شده، ‏۱۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۲
سپهبد سلیمانی همواره به وسیله [[مقامات آمریکایی]] و [[رژیم صهیونیستی]] تهدید به [[ترور]] می شد. در همین سال گذشته نیز مقامات وزارت امورخارجه آمریکا سپهبد سلیمانی را متهم به همکاری با نیروهای [[امنیتی]] سوریه در جریان اعتراضات در این کشور و [[سرکوب مخالفان]] بشار اسد کردند و در پی این اتهام وزارت [[خزانه‌داری آمریکا]] این سردار شهید را [[تحریم]] کرد. پس از تکرار بسیار نام قاسم سلیمانی در رسانه‌های جهان، [[خبرگزاری فرانسه]] خبری را منتشر ساخت که از احتمال ترور او به وسیله دولت آمریکا پرده بر می‌داشت. بر اساس این خبر [[جک کین]] فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا که در نشست استماع [[کنگره آمریکا]] حضور داشت با اشاره به طرح ترور [[مقامات ایرانی]] به ویژه مقامات ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، گفت: چرا آن‌ها را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما [[عامدانه]] آنها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم که [[اقدام نظامی ]]انجام دهیم، من پیشنهاد می‌دهم [[عملیات محرمانه]] انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آن‌ها اعمال کنیم.
سرانجام دشمنان کینه توز که رشادت و قدرت سردار قاسم سلیمانی را تاب نیاوردند در بامداد جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ خورشیدی با حمله موشکی بالگردهای آمریکایی به ۲ خودروی حامل سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و [[ابومهدی المهندس]] معاون [[حشدالشعبی]] و تنی چند از اعضای حشدالشعبی در اطراف فرودگاه بغداد آنان را به شهادت رساندند. سردار شهید سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به تهدید ترور از طرف مقامات آمریکایی همواره می گفت: این تهدید نیست، کمک به شوقی است. در پاسخ به افرادی که فکر می‌کنند با تهدیدها رعب بر ما حاکم می‌شود، می‌گویم خداوندا شهادت در راه خودت را به دست [[دشمنان دینت]]، نصیب من بگردان.<ref>خبر گزاری جمهوری اسلامی ایران</ref>[https://www.irna.ir/news/83618532/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8Cخبرگزاری جمهوری اسلامی ایران]</ref> 
==زندگی نامه==
•مادربزرگوار سردار حاج قاسم سلیمانی که از دنیا رفتند، پس از چند روز با جمعی از خبرنگاران تصمیم گرفتیم برای عرض تسلیت به روستای قنات ملک برویم. با هماهنگی قبلی، روزی که سردار هم در روستا حضور داشتند، عازم شدیم. وقتی رسیدیم ایشان را دیدیم که کنار قبر مادرشان نشسته و فاتحه می‌خوانند. بعد از سلام و احوالپرسی به ما گفت من به منزل می‌روم شما هم فاتحه بخوانید و بیایید.
بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت کرد و گفت: این مطلبی را که می‌گویم جایی منتشر نکنید. گفت: همیشه دلم می‌خواست کف پای مادرم را ببوسم ولی نمی‌دانم چرا این توفیق نصیبم نمی‌شد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم که این‌جا آمدم، بالاخره سعادت پیدا کردم و کف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فکر می‌کردم حتماً رفتنی‌ام که خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد.
سردار در حالی که اشک جاری شده بر گونه‌هایش را پاک می‌کرد، گفت: نمی‌دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم.<ref>سایت خبر آنلاین</ref>[https://www.khabaronline.ir/news/1338501 خبر آنلاین]</ref> 
دختر شهیدمدافع حرم منصوری نقل میکنند روزی که سردار به منزل ماآمده بودند؛ازایشون خواستم به اتاق من بیایند قبول کرند وقتی اومدن تو اتاق عکس شهید حاج عماد و جهاد مغنیه را برداشتم وگفتم برام امضا کنید، با حسرت نگاه به عکس کردند و با حسرت هرچه تمامتر گفتند:حاج عماد ،جهاد مغنیه ،من دو دقیقه قبل از شهادت پیششون بودم.چقدر خوب به شهادت رسیدند. دشمنا حتی جرات نداشتند رودر روشون بایستند خیلی خوب شهید شدند وبعد با حسرت به من وفاطمه نگاه کرد وگفت برا شهادت من دعا کنید ،امروز عرفه است من به طمع شهات آمده ام مشهد.
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش