در انجام کارها فقط رضاي خدا براي او مهم بوده و بس، و سعي مي کرد که تمام کارهايش بر مبناي رضاي خدا باشد، در دوران تحصيل نيز پيرو خط و انديشه امام (ره) بود و مخفيانه با همکاري دوستان نزديکش، جلسات و مباحث سياسي ـ اعتقادي به راه مي انداخت به طوري که توانست بسياري از کساني که هيچ آشنايي با اسلام نداشتند را در مدت کوتاهي چنان علاقمند به دين اسلام سازد که همواره در نماز جماعت شرکت مي کردند و شخصاً در اکثر جلسات با توجه به صداي دلنشين و روح نوازي که داشت قرآن تلاوت مي کرد.
هم زمان با اوج گيري مبارزات حق طلبانه امت اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره)، به صفوف انقلابيون پيوست؛ همزمان با ورود به مدرسه عالي مديريت و حسابداري [[اصفهان]] (کوروش کبير سابق) با تعدادي از دوستان نزديکش يک گروه کوچک تشکيل داد، اين گروه فعاليت خود را در جهت ترويج مسائل اعتقادي و اخلاقي و پايبند کردن بعضي دانشجويان که از نظر اعتقادي مقداري سست بودند شروع کردند.
با توجه به جوّ و شرايط سياسي کشور در آن موقع، عده اي از وابستگان به رژيم طاغوت و منافقين، سعي بر اين داشتند که بين دانشجويان سراسر کشور به طرق مختلف تفرقه و آشوب بيندازيد، به نوعي آن ها را نسبت به اوضاع سياسي مملکت بي تفاوت، و نسبت به اسلام بي زار بيزار کنند، اسلام را ديني معرفي کنند که به درد جامعه امروز نمي خورد، تعاليم اسلامي در اين دوره و زمان ديگر کارايي ندارد و از اين طريق دانشجويان را نسبت به دين مبين اسلام دلسرد و بي تفاوت کنند، گروه گرايي به وجود آوردند و گاه با ترور و زنداني کردن دانشجويان مذهبي در اين ميان، رعب و وحشت ايجاد کنند.
شهيد انشايي، با توجه به هوش و فراست بالا، با فعاليت هاي گروهي خود دانشجوياني را که احتمال داشت تحت تاثير اين شرايط قرار گيرند آگاه مي ساخت و نقشه هاي شوم آنان را خنثي مي نمود؛ وي سپس به فعاليت هاي سياسي و انقلابي روي آورد، با توجه به سختگيري هاي موجود و حکومت نظامي ها و خطرات بالا، عکس ها و اعلاميه هاي حضرت امام (ره) را چاپ و تکثير مي کرد و همراه با دوستانش در محله هاي اطراف، شبانه پخش و يا به ديوارهاي محل نصب مي کرد.
در سال 1357 با پيروزي انقلاب در جمع دانشجويان پيرو خط امام (ره) رسماً فعاليت سياسي را آغاز نمود، در اين سال طي حکمي جهت تشکيل [[کميته انقلاب اسلامي]] در شهر [[گلپايگان ]] و حومه، ماموريت يافت و طي آن در چندين رشته عمليات، براي مبارزه و دستگيري افراد ضد انقلاب شرکت کرد.
در تاريخ، 1359/03/26 به اخذ مدرک کارشناسي از دانشکده آمار و اقتصاد دانشگاه اصفهان نايل، و بلافاصله در همان سال به اتفاق تعدادي از هم دوره هاي زمان دانشجويي، جهت طي دوران خدمت مقدس سربازي در مرکز پياده [[شيراز]] مشغول انجام وظيفه شد، پس از طي دوره آموزش به درجه ستوان دومي نائل آمده و به گردان 191 پياده همان مرکز اختصاص يافت.
در اين ايام با توجه به تهاجم وسيع دشمن بعثي عراق به ميهن اسلامي، داوطلبانه در قالب يگان مربوطه عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل در مناطق مرزي [[خوزستان]] گرديد. پس از انجام ماموريت سه ماهه، همراه يگان از خوزستان به مرکز پياده شيراز مراجعت، و پس از سازماندهي، مجدداً جهت مبارزه با [[گروهک هاي ضد انقلاب ]] و منافقين و پاکسازي منطقه کردستان، [[کردستان]] ، به [[سقز ]] اعزام، و پس از طي ماموريت شش ماهه به شيراز مراجعت نمود، و با سازماندهي جديد عازم جبهه هاي [[گيلان غرب]] در مناطق مرزي غرب کشور گرديد.سرانجام اين شهيد گرانقدر، در تاريخ، 1360/10/15 در عمليات آزاد سازي ارتفاعات سر به فلک کشيده [[شياکوه ]] با کفار بعثي درگير، و پس از جنگي نمايان، شجاعانه و تن به تن، جان به جان آفرين تسليم، و مردانه به شهادت رسيد.
پيکر مطهر اين شهيد عزيز، پس از هشت ماه باقي ماندن در منطقه عملياتي کشف، و در زادگاهش آرام گرفت، ايشان در طول اين نبرد نابرابر براي تهييج عناصر دسته جمعي تحت امر، همواره در دل ارتفاعات بلند شياکوه فرياد مي زد: «شياکوه از آتش دشمن مي لرزد اما ستوان انشايي و واحد تحت امرش نمي لرزند».
رهبر کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) در سخنان گهرباري در سال 1360 به مناسبت شهادت اين افسر رشيد نيروهاي ارتش جمهوري اسلام ايران فرمودند: «در صدر اسلام هم از اين افسرها بوده است، مثل انشايي ها».
خدمت خانواده سلام عرض مى كنم، اميدوارم كه به سلامت باشيد، از حال ما بخواهيد بحمدلله خوبيم و دشمن زبون در حال نابودى است، امروز زمان آن رسيده كه مسلمان به عهد خود وفا كند و با توكل به خدا، بر دشمن اسلام و محرومان جهان بتازند و نصر من الله و فتح قريب، نبرد ما نبرد اسلام با جنود شيطان است و عزت و عظمت مسلمانان بستگى به صبر و مقاومت ما دارد، به يارى خدا خواهيم ايستاد تا تاريخ فردا به نيكى از ما ياد كند و خداى عالم راضى از ما باشد، خدايا ما را يارى فرما و گام هايمان را در ره خود استوار گردان.
خانواده عزيزم، زمان كوتاه است و مسئوليت سنگين، از من راضى باشيد و ببخشيد و برايم نماز برپا داريد و روزه بگيريد، هر چه توان داريد تا خدا به همه مان اجر فرمايد؛ شيطان هميشه در كمين است و آن چنان نافذ، كه احساس نمى كنيد؛ از خدا مى خواهم كه خود و همه شما را در پناه خود از شر شيطان نگاه دارد تا راه درست را انتخاب كنيم و در مسير فطرت الهى حركت نماييم، اماممان كه اميد محرومان است يارى كنيم و شكر نعمت خدا را به جاى آوريم تا دچار غضب الهى نشويم.
به خواهرانم كه مهربانند و برادرانم نيز سلام مى رسانم و توفيقشان را از خداوند خواستام، خواستارم، خداوند همه مسلمانان را پيروز و با عزت گرداند تا پرچم يكتا پرستى و لا اله الا الله در جهان بر افراشته گردد.
قربان شما، والسلام
09/10/1360، گيلان غرب