|خانواده =
}}
شهید برادرشهید مظفری نیا گفت: [شهادت آرزوی دیرینه ]] برادرم بود و میگفت: «می خواهم مثل شهید حججی شهید بشوم که [[پوزه آمریکا و اسراییل ]] به خاک مالیده شود.
==زندگینامه==
سرهنگ پاسدارشهید شهرود مظفری نیا از [[رزمندگان ولایی ]] واز [[محبان حضرت زهرا(سلام الله علیها)]]بود که درتیر ماه سال ۱۳۵۷ شمسی در یک خانواده ساده وبی آلایش مذهبی در کهک یکی از [شهرستانهای استان قم ]] متولد شد.این شهید بزرگوار پس از ازدواج با همسرش که ایشان هم اهل قم هستند به تهران عزیمت کرده و در خیابان سراج شرق تهران (تهرانپارس) زندگی می کرنداین شهید بزرگوار از 12 سال پیش به عضویت [[سپاه قدس ]] در آمده بود و در [[عملیاتها ]] و [[فراخوانهای مختلف ]] حضوری مستمر وموثر داشتند، ایشان بسیار ولایی بودند و با دغدغه ولایت، آسمانی شدند پس از شهادت شهید حججی همیشه حسرت نحوه شهادت ایشان را داشتند تا اینکه در آخرین ما موریت خود که به عنوان [[نیروی کادر حفاظت ]] سردار قاسم سلیمانی اعزام شده بودند در [[حمله تروریستی ]]ایالات متحده آمریکا توسط [[بالگردهای آمریکایی ]] در [[فرودگاه بغداد ]] بامداد روز جمعه ۱۳ دی این پاسدار سرافراز 41 ساله به آرزوی دیرینه خود رسید و به خیل عظیم شهدا پیوست
از وی دو فرزند دختر ۱۰ ساله و هفت ساله به یادگار مانده است.
روح و جسم این شهید بزرگوار نیز همانند دیگر یاران شهیدش پس از شهادت توفیق طواف [[ارباب بی کفن ]] امام حسین (ع)، حرم امامین عسگرین ،حرم امام رضا(ع)و سرانجام پس از طواف و تشییع خیل عظیمی از مردم ولایت مدار ایران وعراق به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها جهت تدفین انتقال داده شد[[خادمین بارگاه ]] مطهر کریمه اهل بیت (ع) با حضور در منزل شهید شهروز مظفری نیا، ضمن عرض تبریک و تسلیت به خانواده مکرم این مجاهد شهید، [[نشان متبرک حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) ]] را به خانواده وی اهدا کردند.بر اساس هماهنگی مسئولان آستان مقدس کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه س وسپاه قدس به یکی دیگر از آرزوهایش که دفن شدن در حرمم مطهر حضرت معصومه بود رسید و در [[مقبره الشهداء ]] [[صحن امام رضا (ع) ]] جنب درب ۶ به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد
•آرزوی دفن در حرم حضرت معصومه(س)
آرزوی برادرم این بود که در حرم حضرت مطهر کریمه اهل بیت (س) دفن شود و خوشبختانه با هماهنگی [[تولیت آستان مقدس ]] حضرت معصومه (س) و سپاه استان قم این امر محقق شد
•آرزویی که محقق شد
برادرم همواره از رشادت سردار حاج قاسم سلیمانی و رزمندگان مدافع حرم در سوریه و عراق و نیز اوج زیبایی شهادت شهید محسن حججی خاطره و سخن میگفت. شهرود درباره کار و سختی ها و پیچیدگی های عملیات ها و ماموریت های خود چیزی نمی گفت؛ او آرزوی شهادت داشت و همیشه حسرت می خورد که شهید مدافع حرم نشد! مخصوصا در زمان شهادت محسن حججی، می گفت چه [[شهادت قشنگی ]] داشت و حسرت این شهادت را می خورد!
•خدمت به دیگران
برادرم شهرود مهربان و [[خوش اخلاق ]] بود و دست به خیر داشت؛ حتی خسته از ماموریت و کار بر می گشت احساس می کرد کسی چه پدر و مادر و چه غریبه به کمک وی نیاز دارند لباس از تن بیرون نمی آورد و به کمک و خدمت می شتافت. گذشت و بخشش را به همه توصیه می کرد. “
•ولایتمداری
مرتضی به شهرود اشاره میکند که خودش پیرو بود و دیگران را هم به این [[پیروی و تبعیت ]] توصیه میکرد؛ برادرم میگفت فقط پیرو ولایت باشید تا همیشه پرچم اسلام برافراشته بماند.
•خوش خلقی
با همسر و فرزندانش [[متواضعانه ]] برخورد میکرد. دیگران با خوشاخلاقی و مهربانیاش، جذبش میشدند. اولین نفری که متوجه شد مظفرینیا آسمانی شده، مرتضی برادر کوچکتر بود. به قولِ برادرش، هیچکس ناراحت شهادت او نیست همه ناراحتند که دیگر نمیتوانند شهرود را ببینند.<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/10/14/2174611%20 خبر گزاری تسنیم]</ref>
==نگارخانه تصاویر==