شهید عزیزالله رودباری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
رودباری، عزیزالله: یکم فروردین ۱۲۹۲، در شهر رودبار به دنیا آمد. پدرش نعمت‌الله و مادرش نرجس خاتون نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. میوه و تره‌بار فروش بود. سال ۱۳۲۳ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و پنج دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۶۵، در بمباران هوایی هفت‌تپه بر اثر اصابت ترکش و قطع پا به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر قزوین قرار دارد. فرزندش شعبان نیز به شهادت رسیده است.
 
رودباری، عزیزالله: یکم فروردین ۱۲۹۲، در شهر رودبار به دنیا آمد. پدرش نعمت‌الله و مادرش نرجس خاتون نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. میوه و تره‌بار فروش بود. سال ۱۳۲۳ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و پنج دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۶۵، در بمباران هوایی هفت‌تپه بر اثر اصابت ترکش و قطع پا به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر قزوین قرار دارد. فرزندش شعبان نیز به شهادت رسیده است.
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم.«نصر من الله و فتح قریب». این وصیت‌نامه‌ی این‌جانب «عزیزالله رودباری» است. پس از ستایش خداوند متعال، [اقرار می‌کنم که]: خداوند یکی است و شریک ندارد و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، رسول برگزیده‌ی خداست [و] حضرت علی (علیه السلام)، امام اول شیعیان [است] و یازده فرزندش بر حق‌اند و آخر[ین] امام ما، حضرت مهدی (سلام الله علیه و آله) می‌باشد. وصی من «حبیب‌الله» [است]. بعد از این، سه دانگ خانه در اختیار «رقیه» می‌باشد، تا هر چه‌قدر زنده است. پس از رقیه، این خانه مال «حسین» و «شعبان رودباری» می‌باشد؛ [پس] تا هر چه‌قدر رقیه زنده است، اختیار با خود رقیه می‌باشد. به هر دختر، ۱۵ هزار تومان دادم؛ به «مولود»، ۲۰ هزار تومان بدهید. «طیبه» بخش ۱۰ است [و] «ربابه» [هم] بخش ۱۰ است. «سکینه» ۱۵ هزار تومان گرفته است. «صدیقه» [هم] ۱۵ هزار تومان گرفته است. [یک] هزار تومان [هم] به «حاج غلامرضا» بدهید. «افسوس که روح در بدن نیست مرا / یک بلبل مست در چمن نیست مرا / یاران [و] برادران! مرا یاد کنید / رفتم به سفر، که آمدن نیست مرا». ۲۹/۱۰/۱۳۶۱. عزیزالله رودباری
+
بسم الله الرحمن الرحیم.«نصر من الله و فتح قریب». این وصیت‌نامه‌ی این‌جانب «عزیزالله رودباری» است. پس از ستایش خداوند متعال، [اقرار می‌کنم که]: خداوند یکی است و شریک ندارد و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، رسول برگزیده‌ی خداست [و] حضرت علی (علیه السلام)، امام اول شیعیان [است] و یازده فرزندش بر حق‌اند و آخر[ین] امام ما، حضرت مهدی (سلام الله علیه و آله) می‌باشد. وصی من «حبیب‌الله» [است]. بعد از این، سه دانگ خانه در اختیار «رقیه» می‌باشد، تا هر چه‌قدر زنده است. پس از رقیه، این خانه مال «حسین» و «شعبان رودباری» می‌باشد؛ [پس] تا هر چه‌قدر رقیه زنده است، اختیار با خود رقیه می‌باشد. به هر دختر، ۱۵ هزار تومان دادم؛ به «مولود»، ۲۰ هزار تومان بدهید. «طیبه» بخش ۱۰ است [و] «ربابه» [هم] بخش ۱۰ است. «سکینه» ۱۵ هزار تومان گرفته است. «صدیقه» [هم] ۱۵ هزار تومان گرفته است. [یک] هزار تومان [هم] به «حاج غلامرضا» بدهید. «افسوس که روح در بدن نیست مرا / یک بلبل مست در چمن نیست مرا / یاران [و] برادران! مرا یاد کنید / رفتم به سفر، که آمدن نیست مرا». ۲۹/۱۰/۱۳۶۱. عزیزالله رودباری<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1696 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
+
 
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1696
+
==پانویس==
 +
<references />
  
 
== رده‌ها ==
 
== رده‌ها ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۰

بسمه تعالی نام عزیزالله رودباری نام پدر نعمت الله نام مادر نرجس خاتون محل شهادت هفت تپه محل تولد رودبار تاریخ تولد ۱۲۹۲/۰۱/۰۱ محل شهادت هفت تپه تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۰۲/۲۴ استان محل شهادت خوزستان شهر محل شهادت شوش وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی تعداد پسر ۳ تعداد دختر ۵ تحصیلات خواندن ونوشتن رشته - عملیات سال تفحص محل کار بنیاد تحت پوشش مزار شهید قزوین - قزوین

زندگی نامه

رودباری، عزیزالله: یکم فروردین ۱۲۹۲، در شهر رودبار به دنیا آمد. پدرش نعمت‌الله و مادرش نرجس خاتون نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. میوه و تره‌بار فروش بود. سال ۱۳۲۳ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و پنج دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۶۵، در بمباران هوایی هفت‌تپه بر اثر اصابت ترکش و قطع پا به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر قزوین قرار دارد. فرزندش شعبان نیز به شهادت رسیده است.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم.«نصر من الله و فتح قریب». این وصیت‌نامه‌ی این‌جانب «عزیزالله رودباری» است. پس از ستایش خداوند متعال، [اقرار می‌کنم که]: خداوند یکی است و شریک ندارد و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، رسول برگزیده‌ی خداست [و] حضرت علی (علیه السلام)، امام اول شیعیان [است] و یازده فرزندش بر حق‌اند و آخر[ین] امام ما، حضرت مهدی (سلام الله علیه و آله) می‌باشد. وصی من «حبیب‌الله» [است]. بعد از این، سه دانگ خانه در اختیار «رقیه» می‌باشد، تا هر چه‌قدر زنده است. پس از رقیه، این خانه مال «حسین» و «شعبان رودباری» می‌باشد؛ [پس] تا هر چه‌قدر رقیه زنده است، اختیار با خود رقیه می‌باشد. به هر دختر، ۱۵ هزار تومان دادم؛ به «مولود»، ۲۰ هزار تومان بدهید. «طیبه» بخش ۱۰ است [و] «ربابه» [هم] بخش ۱۰ است. «سکینه» ۱۵ هزار تومان گرفته است. «صدیقه» [هم] ۱۵ هزار تومان گرفته است. [یک] هزار تومان [هم] به «حاج غلامرضا» بدهید. «افسوس که روح در بدن نیست مرا / یک بلبل مست در چمن نیست مرا / یاران [و] برادران! مرا یاد کنید / رفتم به سفر، که آمدن نیست مرا». ۲۹/۱۰/۱۳۶۱. عزیزالله رودباری[۱]

پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین

رده‌ها