شهیده سهام خیام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۴: سطر ۴:
  
 
بهش می‌ گفتن: «آخه تو که پسر نیستی، چه جوری می خوای بجنگی!؟»
 
بهش می‌ گفتن: «آخه تو که پسر نیستی، چه جوری می خوای بجنگی!؟»
می ‌گفت: دفاع از وطن که زن و مرد و پیر و جوون نداره. هر کس باید هر کاری از دستش بر میاد، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلاً از جنگ و جبهه نمی ‌ترسید. به کسایی هم که می‌ ترسیدن می ‌گفت: «وقتی دشمن اومده تو شهرتون، چرا نشستید و هیچ کاری نمی‌ کنید!؟ همه باید مبارزه کنن».<ref>فلش کارت چادرهای سرخ-مرکز فرهنگی مطاف عشق</ref>
+
می ‌گفت: [[دفاع]]  از وطن که زن و مرد و پیر و جوون نداره. هر کس باید هر کاری از دستش بر میاد، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلاً از [[جنگ]] و [[جبهه]]  نمی ‌ترسید. به کسایی هم که می‌ ترسیدن می ‌گفت: «وقتی دشمن اومده تو شهرتون، چرا نشستید و هیچ کاری نمی‌ کنید!؟ همه باید مبارزه کنن».<ref>فلش کارت چادرهای سرخ-مرکز فرهنگی مطاف عشق</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹

خاطرات

  • کوچک ولی بزرگ

بهش می‌ گفتن: «آخه تو که پسر نیستی، چه جوری می خوای بجنگی!؟» می ‌گفت: دفاع از وطن که زن و مرد و پیر و جوون نداره. هر کس باید هر کاری از دستش بر میاد، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلاً از جنگ و جبهه نمی ‌ترسید. به کسایی هم که می‌ ترسیدن می ‌گفت: «وقتی دشمن اومده تو شهرتون، چرا نشستید و هیچ کاری نمی‌ کنید!؟ همه باید مبارزه کنن».[۱]

پانویس

  1. فلش کارت چادرهای سرخ-مرکز فرهنگی مطاف عشق

رده‌ها