ویرایش‌ها

شهید سید عبدالله هاشمی نسب

۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۴
شهید سید عبدالله هاشمی نسب
==زندگینامه:==
شهيد هاشمي نصب در سال 1344 در [[روستاي دستجه]] به دنيا آمد. در خانواده اي مذهبي و متدين بزرگ شد و چهار ساله بود که به [[فسا]] آمدند. پدرش در سن 5 سالگي او را به مدرسه فرستاد، دوران ابتدايي را با موفقيت به پايان رسانيد، دوره ي راهنمايي را در مدرسه ابن يمين به تحصيلات خود ادامه داد، در سال سوم راهنمايي بود كه کم کم تظاهرات و راهپيمايي هاي مردم بر عليه نظام ستم شاهي شروع شد.
سيد عبدالله هم از جمله کساني بود که در راهپيمايي ها شرکت مي کرد، با وجود اين که نونهالي بيش نبود اما قلب سرکش، از روحيه ي بزرگ و عالي او حکايت مي کرد. بالاخره انقلاب به ياري ملت به پا خواسته به پيروزي رسيد و او وارد مرحله دبيرستان شد و ديپلم خود را با موفقيت گرفت.
==وصیت نامه: ==
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام بر تو اى پدر و مادرم
==خاطرات: =====• خانواده شهید: ===یک بار سيد عبدالله از ناحیه پا ترکش خورده بود و او را برای درمان به بیمارستان برده بودند، بعد از بهبودی نسبی به فسا بازگشت. وقتی به خانه آمد از ما پنهان کرد که زخمی شده است. خیلی ضعیف و رنگ پریده شده بود، تعدادی از اقوام که به خانه ما آمدند او را نشناختند. به شدت برای او دلواپس و نگران بودیم، اما او می خندید و با اشاره به ترکش هایی که در بدنش بود می گفت: این ها سوغاتی جنگ است.
او همیشه آرزوی شهادت داشت و می گفت: اگر بتوانم به یاری الله در لباس مقدس سربازی خدمت به اسلام و مسلمین و انقلاب اسلامی بکنم خیلی خوب است و چه خوب است که در راه نیل به این هدف مقدس جانم را بدهم تا توشه ای در جهت آخرت و جهان عرفانی داشته باشم.
به گفته همسنگرش، در هنگام شهادت با وجودی که در خون می غلتید دست ها را کنار خود گذاشت و این جمله را زیر لب زمزمه می کرد: به خدای خود رسیدم و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
منبع:سایت نویدشاهد
۲٬۵۲۵
ویرایش