نام پدر : محسن
محل تولد : نیشابور
تاریخ [[شهادت ]] :1364/04/01
مسئولیت : رزمنده
خاطرات:
همسرم سید محمود که برای دومین مرتبه مجروح شده بود به ما چیزی نگفته بود تا اینکه یک روز در منزل یکی از بچه ها با آرنج ایشان برخورد کرد،که دیدم خیلی احساس درد کرد و من متوجه شدم آرنج ایشان بر اثر اصابت [[ترکش ]] مجروح شده و او به ما چیزی نگفته است.
روزی که سید محمود می خواست به جبهه اعزام شود به او گفتم: مادر تو چند بچه کوچک داری نمی خواهد به جبهه بروی. در جواب گفت: مادر به من نگو به جبهه نرو. مرگ در رختخواب برای ما خیلی بد است و دعا کن که اسیر نشوم و [[شهید ]] شوم.
آخرین مرتبه ای که سید محمود به مرخصی آمده بود وقتی وارد خانه شد فضای خانه را بوی خوش عطری فراگرفته بود. از او پرسیدم چه بوی عطری می دهی ؟ در جوابم گفت : اشتباه می کنی من اصلاً نه عطر زده ام و نه گلاب ، این موضوع برای من خیلی تعجب آور بود.