شهید علیرضا دنیائی نقابی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Ghanbari98 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6305472 تاریخ تولد : نام : علیرضا محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : دنیائی...» ایجاد کرد) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | همسرم علیرضا وقتى به شهادت رسید در حدود 10 سال مفقودالاثر بود و جنازهاش نیامده بود گاهى درد دلم را پیش بعضىها مىگفتم خوب خیلى سخت مىگذشت دوران مفقودیش یک شب خواب دیدم همسرم آمده و به من گفت ناراحتىها و درد دلهعایت را به کسى نگو من دوست ندارم ناراحتى هایت را به هر کسى بگوئى گفتم چه کار کنم گفت سرت را توى چاه کن و درد دلت را به چاه بگو گفتم مگر مىشود گفت منظورم این است که با هر کس درد دل نگو گفتم چشم و از خواب بیدار شدم. | + | همسرم علیرضا وقتى به شهادت رسید در حدود 10 سال مفقودالاثر بود و جنازهاش نیامده بود گاهى درد دلم را پیش بعضىها مىگفتم خوب خیلى سخت مىگذشت دوران مفقودیش یک شب خواب دیدم همسرم آمده و به من گفت ناراحتىها و درد دلهعایت را به کسى نگو من دوست ندارم ناراحتى هایت را به هر کسى بگوئى گفتم چه کار کنم گفت سرت را توى چاه کن و درد دلت را به چاه بگو گفتم مگر مىشود گفت منظورم این است که با هر کس درد دل نگو گفتم چشم و از خواب بیدار شدم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8973 سایت یاران رضا] </ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۰
کد شهید: 6305472 تاریخ تولد : نام : علیرضا محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : دنیائینقابی تاریخ شهادت : 1363/12/23 نام پدر : مراد مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
همسرم علیرضا وقتى به شهادت رسید در حدود 10 سال مفقودالاثر بود و جنازهاش نیامده بود گاهى درد دلم را پیش بعضىها مىگفتم خوب خیلى سخت مىگذشت دوران مفقودیش یک شب خواب دیدم همسرم آمده و به من گفت ناراحتىها و درد دلهعایت را به کسى نگو من دوست ندارم ناراحتى هایت را به هر کسى بگوئى گفتم چه کار کنم گفت سرت را توى چاه کن و درد دلت را به چاه بگو گفتم مگر مىشود گفت منظورم این است که با هر کس درد دل نگو گفتم چشم و از خواب بیدار شدم.[۱]