شهید مهدی سخدری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6407981 تاریخ تولد : نام : مهدی‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگ...» ایجاد کرد)
 
سطر ۹: سطر ۹:
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
گلزار :     
 
گلزار :     
خاطرات:
+
==خاطرات==
 
به خاطر دارم در شب عملیات والفجر 8 در منطقه فاو ،قبل از اینکه عملیات شروع شود فرمانده مان ما مرا گردان بندی کردند و من از ایشان جدا افتادم - من هم از این موضوع خیلی ناراحت شدم و اصرار کردم که هر دو با هم در یک جا باشیم ولی مهدی راضی نشد و به من گفت : محمد جان اشکالی ندارد و هر کجا که باشیم برای اسلام و قرآن می جنگیم . من هم به حرف ایشان گوش کردم و رفتم . بعد از گذشت پنج شب از شروع عملیات بود که خبر آوردند مهدی به فیض عظیم شهادت نائل گردیده است .
 
به خاطر دارم در شب عملیات والفجر 8 در منطقه فاو ،قبل از اینکه عملیات شروع شود فرمانده مان ما مرا گردان بندی کردند و من از ایشان جدا افتادم - من هم از این موضوع خیلی ناراحت شدم و اصرار کردم که هر دو با هم در یک جا باشیم ولی مهدی راضی نشد و به من گفت : محمد جان اشکالی ندارد و هر کجا که باشیم برای اسلام و قرآن می جنگیم . من هم به حرف ایشان گوش کردم و رفتم . بعد از گذشت پنج شب از شروع عملیات بود که خبر آوردند مهدی به فیض عظیم شهادت نائل گردیده است .
 
به خاطر دارم هنگامی که مهدی یک ساله بود به مریضی سختی دچار شد . من ایشان را به دکتر بردم و دکتر ها او را جواب کردند . در آن موقع خیلی ناامید شدم و به حضرت فاطمه زهرا (س) متوسل شدم و با خود عهد کردم که اگر ایشان شفا یابند آشی به نام فاطمه زهرا در بین مردم تقسیم کنم . سر انجام با توسل به فاطمه زهرا شفا پیدا کرد و من هم به عهد خود وفا کردم و خداوند این افتخار را نصیب من کرد تا ایشان در سن نوجوانی همچون خانم فاطمه زهرا (س) شربت شهادت را نوشید .
 
به خاطر دارم هنگامی که مهدی یک ساله بود به مریضی سختی دچار شد . من ایشان را به دکتر بردم و دکتر ها او را جواب کردند . در آن موقع خیلی ناامید شدم و به حضرت فاطمه زهرا (س) متوسل شدم و با خود عهد کردم که اگر ایشان شفا یابند آشی به نام فاطمه زهرا در بین مردم تقسیم کنم . سر انجام با توسل به فاطمه زهرا شفا پیدا کرد و من هم به عهد خود وفا کردم و خداوند این افتخار را نصیب من کرد تا ایشان در سن نوجوانی همچون خانم فاطمه زهرا (س) شربت شهادت را نوشید .
 
منبع: سایت یاران رضا          http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11372
 
منبع: سایت یاران رضا          http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11372

نسخهٔ ‏۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۴

کد شهید: 6407981 تاریخ تولد : نام : مهدی‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : سخدری‌ تاریخ شهادت : 1364/12/06 نام پدر : محمد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار :

خاطرات

به خاطر دارم در شب عملیات والفجر 8 در منطقه فاو ،قبل از اینکه عملیات شروع شود فرمانده مان ما مرا گردان بندی کردند و من از ایشان جدا افتادم - من هم از این موضوع خیلی ناراحت شدم و اصرار کردم که هر دو با هم در یک جا باشیم ولی مهدی راضی نشد و به من گفت : محمد جان اشکالی ندارد و هر کجا که باشیم برای اسلام و قرآن می جنگیم . من هم به حرف ایشان گوش کردم و رفتم . بعد از گذشت پنج شب از شروع عملیات بود که خبر آوردند مهدی به فیض عظیم شهادت نائل گردیده است . به خاطر دارم هنگامی که مهدی یک ساله بود به مریضی سختی دچار شد . من ایشان را به دکتر بردم و دکتر ها او را جواب کردند . در آن موقع خیلی ناامید شدم و به حضرت فاطمه زهرا (س) متوسل شدم و با خود عهد کردم که اگر ایشان شفا یابند آشی به نام فاطمه زهرا در بین مردم تقسیم کنم . سر انجام با توسل به فاطمه زهرا شفا پیدا کرد و من هم به عهد خود وفا کردم و خداوند این افتخار را نصیب من کرد تا ایشان در سن نوجوانی همچون خانم فاطمه زهرا (س) شربت شهادت را نوشید . منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11372