شهید مرتضی سرایانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6006815 تاریخ تولد : نام : مرتضی‌ محل تولد : نیشابور نام خانواد...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
گلزار :    بهشت‌فضل‌
 
گلزار :    بهشت‌فضل‌
  
خاطرات:
+
==خاطرات==
 
مرتضی برای دیدن آموزش نظامی جهت رفتن به جبهه به مشهد رفت بعد ازاتمام آموزش وقتیکه می خواست به جبهه اعزام شود برای خداحافظی به روستا آمد او معتقد بود که درنهایت به آرزویش که همان شهادت است خواهد رسید در همان وداع آخر این شعر را هم گفت ورفت : مادرم ،مادرم کفن بپوش بر تنم مگر من از علی اکبر کمترم موقع رفتن تمام وسایل شخصی اش را به من دادو گفت : اینها یادگاری دست تو باشد .
 
مرتضی برای دیدن آموزش نظامی جهت رفتن به جبهه به مشهد رفت بعد ازاتمام آموزش وقتیکه می خواست به جبهه اعزام شود برای خداحافظی به روستا آمد او معتقد بود که درنهایت به آرزویش که همان شهادت است خواهد رسید در همان وداع آخر این شعر را هم گفت ورفت : مادرم ،مادرم کفن بپوش بر تنم مگر من از علی اکبر کمترم موقع رفتن تمام وسایل شخصی اش را به من دادو گفت : اینها یادگاری دست تو باشد .
  
 
درزمان ریاست جمهوری بنی صدر بودکه یک روز دیدم مرتضی عکسی ازبنی صدر را که سیاه کرده بود به خانه آورد وروی دیواردستشویی نصب کرد من به اوگفتم : این عکس چیست برای چه اینجا زدی؟ اودر جواب گفت : جای خائنین به مملکت اینجاست .
 
درزمان ریاست جمهوری بنی صدر بودکه یک روز دیدم مرتضی عکسی ازبنی صدر را که سیاه کرده بود به خانه آورد وروی دیواردستشویی نصب کرد من به اوگفتم : این عکس چیست برای چه اینجا زدی؟ اودر جواب گفت : جای خائنین به مملکت اینجاست .
 
منبع: سایت یاران رضا          http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11402
 
منبع: سایت یاران رضا          http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11402

نسخهٔ ‏۲۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۰

کد شهید: 6006815 تاریخ تولد : نام : مرتضی‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : سرایانی‌ تاریخ شهادت : 1360/06/27 نام پدر : علی‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : محصل یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : بهشت‌فضل‌

خاطرات

مرتضی برای دیدن آموزش نظامی جهت رفتن به جبهه به مشهد رفت بعد ازاتمام آموزش وقتیکه می خواست به جبهه اعزام شود برای خداحافظی به روستا آمد او معتقد بود که درنهایت به آرزویش که همان شهادت است خواهد رسید در همان وداع آخر این شعر را هم گفت ورفت : مادرم ،مادرم کفن بپوش بر تنم مگر من از علی اکبر کمترم موقع رفتن تمام وسایل شخصی اش را به من دادو گفت : اینها یادگاری دست تو باشد .

درزمان ریاست جمهوری بنی صدر بودکه یک روز دیدم مرتضی عکسی ازبنی صدر را که سیاه کرده بود به خانه آورد وروی دیواردستشویی نصب کرد من به اوگفتم : این عکس چیست برای چه اینجا زدی؟ اودر جواب گفت : جای خائنین به مملکت اینجاست . منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11402