زمانی که برادرم حس می خواست به جبهه برود پدرم رضایت نمی داد . یک روز حسن به آنها گفتت : اگر رضایت ندهید من برای شما هیچ کاری نمی کنم و مدّتی به عنوان اعتراض صبح ت غروب بیرون از منزل بود تا اینکه پدرم با رفتن ایشان موافقت کرد و عازم جبهه شد .
یکی از همرزمان فرزندم حسن تعریف میکرد و می گفت : حسن در خواب می بیند که با مولایش آقا اباعبد ا...الحسین (ع) ملاقات دارد و ایشان را زیارت می کند که درست سه روز بعد از این موضوع به شهادت می رسد .
منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8176سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />