1. یکدفعه پسرم را خواب دیدم که به من گفت : « پدرجان ، من شهید شده ام چرا خبر من را نمی گیری . » به بجنورد رفتیم تا از موقعیت او خبری بگیریم . ولی کسی خبری نداشت . بعد از یک هفته از شهادت علیرضا مطلع شدیم .
2. یکدفعه خواب دیدم که پسرم از ماشین افتاد . و بعد رو به من کرد و گفت : « مادر جان ، ببین با اینکه از ماشین افتاده ام ، اما هیچکارم نشده است و بدنم سالم است . منبع : سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11061سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />