زماني كه انقلاب به پيروزي رسيده بود، اسماعيل هفده سال سن داشت و فرصت مناسبي بود تا درخت باورش را با آب اسلام و انقلاب آبياري نمايد تا شاخ و برگ درآورد و جامعه اسلاميان از ثمره و ميوه آن بهره ببرند. تقريبا بيست سال از بهار عمرش گذشته بود كه شغل رانندگي را اختيار كرد. اما از هماهنگي و همراهي با انقلاب و ياران آن غافل نشد. اشكالي نمي ديد در حين اينكه در جبهه، در استقلال و خود شكوفايي ميهن گام برمي دارد و به ارائه خدمات به هم ميهنان مي پردازد، در جبهه سياسي و نبرد با دشمنان انقلاب نيز مشاركت جويد. به همين علت به عضويت سپاه پاسداران درآمد و خود را به سلاح مسلح نمود تا هر وقت كه لازم باشد آن را به دوش گيرد و به فداكاري و جانبازي دست بزند. [[فاجعه هيروشيما]] و [[حلبچه]] يك بار ديگر در سردشت تكرار شد و در تير ماه66 در شهر قهرمان پرور سردشت مورد هجوم بمباران شيميايي قرار گرفت.
يكي از قربانيان اين فاجعه، شهيد اسماعيل محمدزاده بود كه پس از مصدوميت با گاز شيميايي، پس از تحمل درد و رنج فراوان در شانزدهم تیر66 به درجه رفيع شهادت نايل آمد.<ref>سایت نویدشاهد</ref>
منبع:سایت نویدشاهد==پانویس==<references/>