ویرایش‌ها

شهید علی اکبر سروری خلیل اباد

۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۱
گلزار :
==خاطرات:==
شهید: صحرایى یکى از دوستان نزدیک پدرم بود آن‏ها همدیگر را برادر خطاب مى‏کردند روزیکه شهید صحرایى مى‏خواست به جبهه برود به منزل ما آمد براى خداحافظى و گفت مى‏خواهم به جبهه بروم اگر امر و کارى ندارید التماس دعا مادرم گفت: در این موقعیت که على اکبر هم در جبهه است اگر شما هم بروید و خانواده بى سرپرست مى‏مانند صبر کنید على اکبر از جبهه بیاید آن وقت شما بروید ایشان گفت: برادرم على اکبر گفته ما باید همیشه در جبهه حضور فعال داشته باشیم چون به وجود ما نیاز است خداوند تبارک و تعالى از خانواده هایمان محافظت خواهد کرد شهید صحرایى به جبهه رفت و چند روز بعد خبر شهادت ایشان و پدرم را آوردند.
به یاد دارم ده ساله بودم که پدرم مرا به کلاس خیاطى فرستاد و به من توصیه مى‏کرد حجابم را رعایت کنم تا الگوى دیگران باشم همچنین به من و برادرم گفت اگر سوره آیة الکرسى و نماز غفیله را حفظ کنید مبلغ پنجاه تومان به شنا هدیه مى‏دهم که ما هم این کار را کردیم و ایشان هم به وعده‏اش عمل کرد.
۵۳۴
ویرایش