شهید قدرت الله ورزیان نوبندگی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید قدرت الله ورزیان نوبندگی زندگینامه در سال 1336 در نوبندگان در خانواده ای...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
شهید قدرت الله ورزیان نوبندگی
+
[[شهید قدرت الله ورزیان نوبندگی]]
  
 
زندگینامه
 
زندگینامه
  در سال 1336 در نوبندگان در خانواده ای مذهبی و ساده چشم به جهان گشود. تحصیلات دوران ابتدایی در نوبندگان و مقطع راهنمایی در مدرسه ذوالقدر فسا را به پایان رساند و بعد از آن در سال 1351 وارد نیروی زمینی ارتش شد. به دلیل مهاجرت، علاقه و سخت کوشی، به عنوان راننده نمونه تانک انتخاب شد. با تعهد و تعصبی که نسبت به نظام و انقلاب و کشور داشت مدت ها در جبهه های جنگ خدمت نمود.
+
  در سال 1336 در نوبندگان در خانواده ای مذهبی و ساده چشم به جهان گشود. تحصیلات دوران ابتدایی در نوبندگان و مقطع راهنمایی در مدرسه ذوالقدر [[فسا]] را به پایان رساند و بعد از آن در سال 1351 وارد نیروی زمینی ارتش شد. به دلیل مهاجرت، علاقه و سخت کوشی، به عنوان راننده نمونه تانک انتخاب شد. با تعهد و تعصبی که نسبت به نظام و انقلاب و کشور داشت مدت ها در جبهه های جنگ خدمت نمود.
 
اين شهید گرامي حالات درونی اش را همیشه مخفی نگه می داشت، او نمونه کامل خضوع، خشوع در نماز و عبادات بود، در کارهایش نظم و انضباط را رعایت می کرد، و تا حدي كه در توان داشت صله رحم را به جا می آورد.
 
اين شهید گرامي حالات درونی اش را همیشه مخفی نگه می داشت، او نمونه کامل خضوع، خشوع در نماز و عبادات بود، در کارهایش نظم و انضباط را رعایت می کرد، و تا حدي كه در توان داشت صله رحم را به جا می آورد.
سرانجام شهيد ورزيان در تاريخ 1360/06/08 ساعت شش صبح، در عملیات طریق القدس، در منطقه عملیاتی بستان، بر اثر اصابت گلوله تانک دشمن به شهادت رسید. از الطاف بزرگ الهی و ائمه معصومین (علیهم السلام)، بر اين شهيد اين كه پیکر مطهرش به اشتباه به مشهد مقدس منتقل شد و بعد از دو روز میهمانی نزد آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) دوباره به زادگاهش بازگشت و در گلزار شهدای نوبندگان آرام گرفت.
+
سرانجام شهيد ورزيان در تاريخ 1360/06/08 ساعت شش صبح، در [[عملیات طریق القدس]] ، در [[منطقه عملیاتی بستان]] ، بر اثر اصابت گلوله تانک دشمن به شهادت رسید. از الطاف بزرگ الهی و ائمه معصومین (علیهم السلام)، بر اين شهيد اين كه پیکر مطهرش به اشتباه به [[مشهد]] مقدس منتقل شد و بعد از دو روز میهمانی نزد آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) دوباره به زادگاهش بازگشت و در گلزار شهدای نوبندگان آرام گرفت.
 
 
  

نسخهٔ ‏۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۱

شهید قدرت الله ورزیان نوبندگی

زندگینامه

در سال 1336 در نوبندگان در خانواده ای مذهبی و ساده چشم به جهان گشود. تحصیلات دوران ابتدایی در نوبندگان و مقطع راهنمایی در مدرسه ذوالقدر فسا را به پایان رساند و بعد از آن در سال 1351 وارد نیروی زمینی ارتش شد. به دلیل مهاجرت، علاقه و سخت کوشی، به عنوان راننده نمونه تانک انتخاب شد. با تعهد و تعصبی که نسبت به نظام و انقلاب و کشور داشت مدت ها در جبهه های جنگ خدمت نمود.

اين شهید گرامي حالات درونی اش را همیشه مخفی نگه می داشت، او نمونه کامل خضوع، خشوع در نماز و عبادات بود، در کارهایش نظم و انضباط را رعایت می کرد، و تا حدي كه در توان داشت صله رحم را به جا می آورد. سرانجام شهيد ورزيان در تاريخ 1360/06/08 ساعت شش صبح، در عملیات طریق القدس ، در منطقه عملیاتی بستان ، بر اثر اصابت گلوله تانک دشمن به شهادت رسید. از الطاف بزرگ الهی و ائمه معصومین (علیهم السلام)، بر اين شهيد اين كه پیکر مطهرش به اشتباه به مشهد مقدس منتقل شد و بعد از دو روز میهمانی نزد آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) دوباره به زادگاهش بازگشت و در گلزار شهدای نوبندگان آرام گرفت. �


خاطرات

  • خاطره از زبان خواهر شهيد:

خاطره ای که از شهید بزرگوار به یاد می آورم و هرگاه به آن فکر می کنم مرا به یاد نیت پاک و روح بلند آن عزیز می اندازد اين كه در زمان جنگ زندگي به سختی می گذشت. مدت ها بود که برادرم را ندیده بودم و خیلی دلم برایش تنگ شده بود. چند وقتي بود که من در فکر خرید یک قالی بودم اما مشکلاتم مجال خرید آن را نمی داد و این موضوع تا حدی مرا ناراحت کرده بود. تا این که یک شب در عالم خواب برادرم قدرت الله ديدم او گفت: خواهرم! چی شده؟ چرا این قدر نگران هستی؟ و من در عالم رویا به او گفتم: چند وقت است دلم می خواهد یک قالی بخرم اما توانایی خرید آن را ندارم. بعد از این حرف من، شهید لبخند زد و گفت: که ان شاء الله درست می شود.

فردای آن روز مادرم به خانه آمد و گفت: برادرت قدرت الله از اهواز پانصد تومان پول برایت فرستاده است و گفته به خواهرم بگو اگر چیزی نیاز دارد بخرد. من از تعجب نمی توانستم چیزی بگویم، خیلی خوشحال شدم بلافاصله پول ها را برداشتم و به بازار رفتم و یک قالی خریدم و سال های متمادی است که یادگار آن بزرگوار را با خاطره عزیزش نگه داشته ام.


منبع:سایت نویدشاهد