گلزار :
خاطرات:
قبل از شهادت برادر عزیزم حسن خواب دیدم در یک بیابانی هستم بی انتها هر جا را نگاه می کنی بیابان با تپه های کوچک و بزرگ و در آن بیابان دنبال برادرم می گشتم در حالی که دنبال برادرم می گشتم صدایی شنیدم که گفت: دنبال برادرت نباش از خواب بیدار شدم و صبح رفتم سر کار به همکارانم گفتم که هر اتفاقی بوده برای برادرم افتاده همکارانم گفتند چون عملیات است تو دلواپسی. در شب بعد تا ساعت دو الی سه بیدار بودم. به محض این که خوابم برد دوباره خواب همان بیابان را دیدم این قضیه گذشت و بعد از پنج روز جنازه ی برادرم حسن را آوردند.منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11801سایت یاران رضا] </ref>
==پانویس==
<references />
== ردهها ==