سال اولی که روزه به فرزندم علی واجب شده بود، پدرش می خواست او را امتحان کند به علی گفت : تو که به کشاورزی می روی یک روز روزه بگیر و یک روز روزه ات را بخور، ولی علی در جواب گفت : اگر بمیرم یک ثانیه از نماز و روزه ام غافل نمی شوم . گاهی وقتها هم که امتحان داشت پدرش می گفت : چون امتحان دارد او را برای گرفتن روزه بیدار نکن ولی علی صبح که بیدار شد بی سحری روزه اش را می گرفت و خیلی به فرائض دینی اهمیت می داد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11704 سایت یاران رضا]</ref>
منبع : سایت یاران رضا ==پانویس== http: <references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11704>