==خاطرات==
در یکی از روزهای ماه محرم مجحمد تقی از مسجد به خانه آمد دیدم بر اثر زنجیر زنی پشتش سیاه و کبود شده است . ناراحت شدم و گفتم : اجرت با آقا امام حسی حسین (ع ) باشد . او گفت : مادر جان من در برابر آقا ابا عبدا... چیزی بی ارزش هستم .
منبع: سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11901