شهید حسین جهان گیری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید: 6206697 تاریخ تولد : نام : حسین‌ محل تولد : کاشمر نام خانوادگی...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
  
کد شهید:    6206697   تاریخ تولد :    
+
کد شهید:    6206697  
نام :    حسین‌   محل تولد :    کاشمر
+
    
نام خانوادگی :    جهانگیر    تاریخ شهادت :    1362/12/04
+
نام :    حسین‌
نام پدر :    علی‌اکبر    مکان شهادت :    مجنون خیبر
+
 
 +
نام خانوادگی : جهانگیری
 +
 
 +
نام پدر: علی اکبر
 +
 
 +
محل تولد :    کاشمر
 +
 
 +
تاریخ شهادت :    1362/12/04
 +
 
 +
مکان شهادت :    مجنون خیبر
 +
 
 +
تحصیلات :    نامشخص 
 +
 
 +
یگان خدمتی :    لشکر 5 نصر
  
تحصیلات :    نامشخص    منطقه شهادت :   
 
شغل :        یگان خدمتی :    لشکر 5 نصر
 
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :    سایر شهدا   مسئولیت :    مخابرات‌وبی‌سیم‌
+
 
 +
نوع عضویت :    سایر شهدا  
 +
 
 +
مسئولیت :    مخابرات‌وبی‌سیم‌
 +
 
 
گلزار :    کاشمر
 
گلزار :    کاشمر
زندگی نامه
+
 
 +
==زندگی نامه==
 +
 
 
شهيد حسين جهانگيري در سال 1345 در خانواده‌اي مذهبي در روستاي هفت خانه چشم به جهان گشود شغل پدر کشاورز بود شهيد جهانگيري تحصيلات ابتدايي را در همين روستا به پايان رساند و همزمان با تحصيل علم به پدر در کارهاي مزرعه کمک مي‌کرد او با وجود سن کم اغلب در کارهاي سنگين همدم پدر بود. در سال 1356 جهت ادامه تحصيل به بخش خليل آباد از توابع شهرستان کاشمر آمد و تحصيلات راهنمايي را در خليل آباد به پايان برد تحصيلات دوره راهنمايي شهيد همزمان با جريانات انقلاب به بحرانهاي شديد بود. او از همان ابتدا به همران همکلاسي‌هايش به انحاء مختلف در انجمن‌ها و بحث‌هاي مختلف شرکت مي‌کرد. پس از پايان تحصيلات راهنمايي او پا به دبيرستان گذاشت. شهيد مظهر اخلاق پسنديده و خوب بود. هميشه نمازش را سر وقت مي‌خواند در اغلب کارها به پدرش کمک مي‌کرد و خواهران و برادرانش را توصيه به احترام پدر مي‌نمود.ورود به دبيرستان او همزمان بود با جنگ تحميلي عراق عليه ايران. شهيد با وجود سن کم چندين بار جهت رفتن به جبهه ثبت نام کرد که با ممانعت خانواده و اطرافيان روبرو شد همزمان با ادامه تحصيلات در پشت جبهه فعاليت مي‌کرد تا اينکه برادر بزرگترش به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام گرديد. شهيد تا سال سوم دبيرستان تحصيل را ادامه داد اما ديگر نتوانست طاقت بياورد و به همراه ديگر همرزمانش به جبهه اعزام گرديد. شهيد جهانگيري پس از اعزامهاي مکرر به جبهه سرانجام در تاريخ 4/12/1362 در جزيره مجنون به فيض عظيم شهادت نائل آمد. روحش شاد و يادش گرامي باد.
 
شهيد حسين جهانگيري در سال 1345 در خانواده‌اي مذهبي در روستاي هفت خانه چشم به جهان گشود شغل پدر کشاورز بود شهيد جهانگيري تحصيلات ابتدايي را در همين روستا به پايان رساند و همزمان با تحصيل علم به پدر در کارهاي مزرعه کمک مي‌کرد او با وجود سن کم اغلب در کارهاي سنگين همدم پدر بود. در سال 1356 جهت ادامه تحصيل به بخش خليل آباد از توابع شهرستان کاشمر آمد و تحصيلات راهنمايي را در خليل آباد به پايان برد تحصيلات دوره راهنمايي شهيد همزمان با جريانات انقلاب به بحرانهاي شديد بود. او از همان ابتدا به همران همکلاسي‌هايش به انحاء مختلف در انجمن‌ها و بحث‌هاي مختلف شرکت مي‌کرد. پس از پايان تحصيلات راهنمايي او پا به دبيرستان گذاشت. شهيد مظهر اخلاق پسنديده و خوب بود. هميشه نمازش را سر وقت مي‌خواند در اغلب کارها به پدرش کمک مي‌کرد و خواهران و برادرانش را توصيه به احترام پدر مي‌نمود.ورود به دبيرستان او همزمان بود با جنگ تحميلي عراق عليه ايران. شهيد با وجود سن کم چندين بار جهت رفتن به جبهه ثبت نام کرد که با ممانعت خانواده و اطرافيان روبرو شد همزمان با ادامه تحصيلات در پشت جبهه فعاليت مي‌کرد تا اينکه برادر بزرگترش به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام گرديد. شهيد تا سال سوم دبيرستان تحصيل را ادامه داد اما ديگر نتوانست طاقت بياورد و به همراه ديگر همرزمانش به جبهه اعزام گرديد. شهيد جهانگيري پس از اعزامهاي مکرر به جبهه سرانجام در تاريخ 4/12/1362 در جزيره مجنون به فيض عظيم شهادت نائل آمد. روحش شاد و يادش گرامي باد.
خاطرات
 
    ايثار و فداکاري
 
راوی   
 
متن کامل خاطره
 
  
شهید: حسین جهانگیری گوینده: معصومه جهانگیری ـــــــ پدر شهید: علی‌اکبر اولین دفعه‌ای که حسین رفت به جبهه وقتی برای مرخصی برگشته بود لباسهای کهنه‌ای را دیدم که تنش است گفتم مادر جان من که برایت لباسهای نو و خوب گذاشتم چکار شد تگفت: دوستانم لباس نداشتند دادم به آنها گفتم چرا کفشهایت پاره است؟ مگر به شما در جبهه کفش و پوتین نمی‌دهند؟ گفت: پوتین‌هایم هم پاره شده بود بعداً برادرش گفت: مادر حسین به بیت‌المال خیلی اهمیت می‌دهد و پوتین‌ها و لباسهایش را تحویل داده و نخواسته با لباسی که از پول بیت‌المال تهیه شده به منزل و به مرخصی بیاید و من تعجب کردم و به او احسنت گفتم. موضوع: 1- ایثار و فداکاری 2- اخلاص عمل 3- تواضع و فروتنی
+
==خاطرات==
 +
 
 +
ايثار و فداکاري
 +
 
 +
راوی:معصومه جهانگیری
 +
 
 +
اولین دفعه‌ای که حسین رفت به جبهه وقتی برای مرخصی برگشته بود لباسهای کهنه‌ای را دیدم که تنش است گفتم مادر جان من که برایت لباسهای نو و خوب گذاشتم چکار شد گفت: دوستانم لباس نداشتند دادم به آنها گفتم چرا کفشهایت پاره است؟ مگر به شما در جبهه کفش و پوتین نمی‌دهند؟ گفت: پوتین‌هایم هم پاره شده بود بعداً برادرش گفت: مادر حسین به بیت‌المال خیلی اهمیت می‌دهد و پوتین‌ها و لباسهایش را تحویل داده و نخواسته با لباسی که از پول بیت‌المال تهیه شده به منزل و به مرخصی بیاید و من تعجب کردم و به او احسنت گفتم. موضوع: 1- ایثار و فداکاری 2- اخلاص عمل 3- تواضع و فروتنی
 
منبع سایت:
 
منبع سایت:
 
http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6053
 
http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6053

نسخهٔ ‏۱۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۳

کد شهید: 6206697

نام : حسین‌

نام خانوادگی : جهانگیری

نام پدر: علی اکبر

محل تولد : کاشمر

تاریخ شهادت : 1362/12/04

مکان شهادت : مجنون خیبر

تحصیلات : نامشخص

یگان خدمتی : لشکر 5 نصر

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌

گلزار : کاشمر

زندگی نامه

شهيد حسين جهانگيري در سال 1345 در خانواده‌اي مذهبي در روستاي هفت خانه چشم به جهان گشود شغل پدر کشاورز بود شهيد جهانگيري تحصيلات ابتدايي را در همين روستا به پايان رساند و همزمان با تحصيل علم به پدر در کارهاي مزرعه کمک مي‌کرد او با وجود سن کم اغلب در کارهاي سنگين همدم پدر بود. در سال 1356 جهت ادامه تحصيل به بخش خليل آباد از توابع شهرستان کاشمر آمد و تحصيلات راهنمايي را در خليل آباد به پايان برد تحصيلات دوره راهنمايي شهيد همزمان با جريانات انقلاب به بحرانهاي شديد بود. او از همان ابتدا به همران همکلاسي‌هايش به انحاء مختلف در انجمن‌ها و بحث‌هاي مختلف شرکت مي‌کرد. پس از پايان تحصيلات راهنمايي او پا به دبيرستان گذاشت. شهيد مظهر اخلاق پسنديده و خوب بود. هميشه نمازش را سر وقت مي‌خواند در اغلب کارها به پدرش کمک مي‌کرد و خواهران و برادرانش را توصيه به احترام پدر مي‌نمود.ورود به دبيرستان او همزمان بود با جنگ تحميلي عراق عليه ايران. شهيد با وجود سن کم چندين بار جهت رفتن به جبهه ثبت نام کرد که با ممانعت خانواده و اطرافيان روبرو شد همزمان با ادامه تحصيلات در پشت جبهه فعاليت مي‌کرد تا اينکه برادر بزرگترش به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام گرديد. شهيد تا سال سوم دبيرستان تحصيل را ادامه داد اما ديگر نتوانست طاقت بياورد و به همراه ديگر همرزمانش به جبهه اعزام گرديد. شهيد جهانگيري پس از اعزامهاي مکرر به جبهه سرانجام در تاريخ 4/12/1362 در جزيره مجنون به فيض عظيم شهادت نائل آمد. روحش شاد و يادش گرامي باد.

خاطرات

ايثار و فداکاري

راوی:معصومه جهانگیری

اولین دفعه‌ای که حسین رفت به جبهه وقتی برای مرخصی برگشته بود لباسهای کهنه‌ای را دیدم که تنش است گفتم مادر جان من که برایت لباسهای نو و خوب گذاشتم چکار شد گفت: دوستانم لباس نداشتند دادم به آنها گفتم چرا کفشهایت پاره است؟ مگر به شما در جبهه کفش و پوتین نمی‌دهند؟ گفت: پوتین‌هایم هم پاره شده بود بعداً برادرش گفت: مادر حسین به بیت‌المال خیلی اهمیت می‌دهد و پوتین‌ها و لباسهایش را تحویل داده و نخواسته با لباسی که از پول بیت‌المال تهیه شده به منزل و به مرخصی بیاید و من تعجب کردم و به او احسنت گفتم. موضوع: 1- ایثار و فداکاری 2- اخلاص عمل 3- تواضع و فروتنی منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6053