متن کامل خاطره
شهید على جهان بین یکسرى در عملیات کربلاى 5 شبهاى اول مجروح مىشود که او را مىآورند اهواز اما او بدون اجازه دکتر برمى گردد به منطقه و روز قبل نیز برادرش مجروح شدید مىشود که مىخواهند او را به مشهد منتقل کنند که به شهید گفته مىشود. لااقل برادرت را تا اهواز همراهى کن و بعد برگردد اما شهید مىگوید اگر برادرم مجروح شده خوشا به حالش چون گناهانش سبک شده است پس من هم باید باشم شاید بتوانم بار گناهان خودم را کم کنم که بعدا خودش نیز مجروح مىشود که بدون اجازه پزشک برمیگردد به موقعیت و با اصرار زیاد خودش به خط مىرود و برادران به او مىگویند که کنار خاکریز بنشین و استراحت کن در آنجا یک خاکریزى برادران داشتند مىزدند که قسمتى از این خاکریز توى دید مستقیم دشمن بود و اجراى آتش شدید از طرف دشمن مىشد. وقتى مىخواهند خاکریز را به هم وصل کنند یکى از رانندگان لودر شهید و دیگرى مجروح مىشود. یکى از خصوصیات شهید جهان بین این بودکه هر وقت بیکار مىشد، مىرفت روى دستگاهها کار مىکرد تا بتواند پشت دستگاهها بنشینتد و در همین حین که برادران به عقب خبر مىدهند که راننده نداریم تا کار را تمام کند. شهید جهان بین روى دستگاه رفته و بعد از اینکه چند بیل خاک مىزند بالاخره به آرزوى دیرینهاش مىرسد یعنى شهادت و به دیدار معشوق نائل شدن.منبع سایت:<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6031یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
Image:شهید علی جهان بین.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />