شهیداحمد حاتمی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | ما تهران می نشینیم و از تهران به مشهد آمدیم ایشان دوران دبستان را تهران خوانده بودند و دوران راهنمایی را در مشهد ثبت نام کردیم بعد از دو سه رفت و آمد متوجّه شدیم که این بچّه خیلی ناراحت است از او پرسیدم چرا ناراحتی و به مدرسه نمی روی ؟ جواب داد مامان اینجا پسر و دختر باهم مخلوط می باشد گفتم حالا که ما تازه اینجا آمدیم و وارد نیستیم حالا امسال را تو بخوان برای پسر که عیب ندارد برای دخترها بد است که با پسرها مخلوط باشد گفت نه مامان دختر و پسر فرقی نمی کند من ناراحت هستم آن سال به مدرسه نرفت چونکه در مدرسه پسر و دختر مخلوط بودند تا سال آینده ماند خودش رفت و هنرستان را پیدا کرد و دید خوب است و به هنرستان رفت و بسیار علاقه داشت و خیلی درسش خوب بود . | + | ما تهران می نشینیم و از تهران به مشهد آمدیم ایشان دوران دبستان را تهران خوانده بودند و دوران راهنمایی را در مشهد ثبت نام کردیم بعد از دو سه رفت و آمد متوجّه شدیم که این بچّه خیلی ناراحت است از او پرسیدم چرا ناراحتی و به مدرسه نمی روی ؟ جواب داد مامان اینجا پسر و دختر باهم مخلوط می باشد گفتم حالا که ما تازه اینجا آمدیم و وارد نیستیم حالا امسال را تو بخوان برای پسر که عیب ندارد برای دخترها بد است که با پسرها مخلوط باشد گفت نه مامان دختر و پسر فرقی نمی کند من ناراحت هستم آن سال به مدرسه نرفت چونکه در مدرسه پسر و دختر مخلوط بودند تا سال آینده ماند خودش رفت و هنرستان را پیدا کرد و دید خوب است و به هنرستان رفت و بسیار علاقه داشت و خیلی درسش خوب بود .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6382 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۳
کد شهید: 6108404 تاریخ تولد : نام : احمد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : حاتمی تاریخ شهادت : 1361/04/14 نام پدر : حاجیاقا مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا خاطرات
حجب و حیا
موضوع حجب و حيا راوی متن کامل خاطره
ما تهران می نشینیم و از تهران به مشهد آمدیم ایشان دوران دبستان را تهران خوانده بودند و دوران راهنمایی را در مشهد ثبت نام کردیم بعد از دو سه رفت و آمد متوجّه شدیم که این بچّه خیلی ناراحت است از او پرسیدم چرا ناراحتی و به مدرسه نمی روی ؟ جواب داد مامان اینجا پسر و دختر باهم مخلوط می باشد گفتم حالا که ما تازه اینجا آمدیم و وارد نیستیم حالا امسال را تو بخوان برای پسر که عیب ندارد برای دخترها بد است که با پسرها مخلوط باشد گفت نه مامان دختر و پسر فرقی نمی کند من ناراحت هستم آن سال به مدرسه نرفت چونکه در مدرسه پسر و دختر مخلوط بودند تا سال آینده ماند خودش رفت و هنرستان را پیدا کرد و دید خوب است و به هنرستان رفت و بسیار علاقه داشت و خیلی درسش خوب بود .[۱]