شهید حسین حیدری فرزند محمد: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۳۷: | سطر ۳۷: | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:حسین حیدری}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۳
| حسین حیدری | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۱/۷/۲۰،شلمچه |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| شغل | بافنده |
| خانواده | نام پدرمحمد |
خاطرات:
پسر عمه ام می گفت: بعد از اینکه عملیات تمام شده بود و تمام رزمندگان آمده بودند برای استراحت در سنگرهای شان مستقر شوند من شب به سنگر حسین رفته و به او گفتم: پسردایی امشب بیا سنگر من تا با هم باشیم . حسین گفت: پسر عمه جان من امشب حتما باید پهلوی همسنگران خود باشم . هر چه اصرار کردم ایشان نیامدند . صبح زود که از سنگر بیرون آمدم یکبار صدای هواپیماهای دشمن را شنیدم که آمدند و منطقه را بمباران کردند و یک راکت هم به سنگر آنها اصابت کرد و همگی آنها شهید شدند. یک حالت عجیبی به من دست داد و یاد حرف شب قبل از عملیات او افتادم . با خود گفتم: او حتما از شهادت خود با خبر بود که دعوت من را قبول نمی کرد.
آخرین بار ی که حسین آمده بود باهم به زیارت حرم امام رضا (ع) رفتیم حسین آنجا به مادرش گفته بود: من از این سفر دیگر بر نمی گردم.[۱]