ویرایش‌ها

شهید حسن رعنایی

۳۲ بایت اضافه‌شده، ‏۳۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۲
- وقتی که حسن برای مرتبه ی سوم عازم جبهه شد هنکام رفتن نامه ای نوشته بود و آن را کنار کنتور برق گذاشته بود تا من متوجه نشوم و نبینم . حسن خدا حافظی کرد و رفت . چند روز بعد از رفتن حسن همسایمان نامه را دید و برایم آورد داخل نامه نوشته بود پدر و مادر عزیزم برای من گریه و زاری نکنید این بار که بروم دیگر بر نخواهم گشت و تنها خبر شهادتم را برایتان می آوردند و وخواهرم طاهره جان اگر گاهی با تو به تندی برخورد کردم مرا ببخش و حلالم کن پس از آن از همه همسایه ها حلالیت طلبیده بود .
- به خاطر دارم هنگامیکه پسر عمه ی حسن شهید شده بود در مراسم تشییع پیکر او همه گریه می کردند به غیر از حسن ناراحت شدم و گفتم : حسن انگار اصلا ناراحت نیستی چرا گریه نمی کنی در جواب من گفت : نه مادر، نباید برای شهید گریه کرد . فردا هم نوبت من است من هم می روم و شهید می شوم و شما اصلا نباید برای من گریه کنید و ناراحت شوید .  منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10244سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش