ویرایش‌ها

شهید کریم با همت

۵۸ بایت اضافه‌شده، ‏۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۶
==خاطرات==
یکبار با پدرم رفته بودیم برای زیارت که تشیع جنازه یک شهید بود ومن خیلی گریه کردم و غصه خوردم بابا به من گفت : که مرگ حق است حال بعضی ها زود می میرند و بعضی ها دیرتر پس چه بهتر که آدم شهید بشود و به این مقام والا برسد( خدیجه باهمت )
یادم می آید بعلت اینکه سخت مریض حال بودم جهت درمان مرا به شهر انتقال دادند . که همان زمان پدرم از جبهه به مرخصی آمد و می بینید من نیستم و پس از اطلاع از وضعیت سریع خود را به شهر می رسانند که من را می بینند (خدیجه باهمت )منبع : <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3700سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references /> Masi:
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:کریم باهمت}}
۲٬۱۷۷
ویرایش