شهید زالی جاوید قراچه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید : 6500799 تار ی خ تولد : 1344/07/06 نام : رضا محل تولد : مشهد نام خانوادگ ی : اباذ...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
کد شهید : 6500799 تار ی خ تولد : 1344/07/06
 
  
نام : رضا محل تولد : مشهد
 
  
نام خانوادگ ی : اباذر ی‌ ط‌رقبه‌ تار ی خ شهادت : 1365/02/25
+
بسمه تعالی
  
نام پدر : حس ی ن‌ مکان شهادت : حاج ی عمران
+
-    شهید زالی جاوید قراچه :
  
 +
تاریخ تولد : 09/01/1338
  
تحص ی لات : نامشخص منطقه شهادت :
+
تاریخ شهادت : نامشخص
  
شغل : سرباز ی گان خدمت ی :
+
محل شهادت : نامشخص
  
گروه مربوط : سا ی ر شه ی دان استان خراسان
+
محل آرامگاه : نامشخص
  
نوع عضو ی ت : سا ی ر شهدا مسئول ی ت : رزمنده‌
+
rId6
  
گلزار : گلزار شهدا ی طرقبه
 
  
 +
==زندگینامه==
  
==زندگی نامه==
+
شهید زالی جاوید قراچه در تاریخ 1338/01/09 در گرداب شكستان از توابع شهرستان کازرون ديده به جهان گشود. وي در خانواده اي عشايري و مؤمن و شجاع رشد کرده و با شرايط سخت كوچ نشيني، انس گرفته بود و از تحصیل علم غافل نشد؛ اما به علت دوري خانواده با محل تحصيل، از همان کودکی مجبور به جدایی از خانواده و زندگی با بستگان گشت. سرانجام در سال 1358 در رشته علوم تجربي با معدل بالا موفق به اخذ مدرك ديپلم گرديد.
  
ا ی ن بار برگه ها ی پر از رشادت را ورق م ی زن ی م و خو ی شتن را در واد ی ا ی ن عالم م ی نه ی م و ب ی پروا م ی اند ی ش ی م و سخن از آنان م ی گو ی م ، آنها یی که خود بزرگ بودند و بزرگ ی را در چند کلمه ب ی شتر خلاصه نم ی کرد و آن ا ی ن بود :
+
شهید زالي جاوید قراچه در سال 1358 به خدمت مقدس سربازي اعزام و به مدت دو ماه در پادگان آموزشي كرمان فنون نظامي را فرا گرفت و در همين دوره بود كه به حرفه نظامي علاقمند گرديد. در تاریخ 1358/11/22 در دانشكده افسري ثبت نام و به استخدام ارتش جمهوري اسلامي ايران درآمد.
  
 +
چند ماه پس از ورودش به دانشكده افسري، جنگ ميان حق و باطل آغاز شد و او كه همانند دیگر عشایر، عشق به ميهن با خونش پيوند خورده بود، توان ديدن اين كه ارتشي تا دندان مسلح، افراد بي گناه و بي دفاع را به خاك و خون مي كشد را نداشت.
  
بر سر دار بودن آرزو ی عاشق است .
+
سرانجام زماني كه دانشجوي سال سوم دانشكده افسری نیروی زمینی ارتش بود به همراه دانشجويان ديگر در مورخه 1361/05/03 جهت كارورزي به قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب كشور اعزام گرديد و در طرح تقسيم، به گروهان 165 تيپ يك لشكر 92 زرهي اهواز مأمور شد.
  
 +
شهید جاوید قراچه كه عشق به شهادت سراسر وجودش را فرا گرفته بود، بالأخره به آرزوي بزرگش دست يافت و در تاريخ 1361/05/07 بر اثر اصابت تركش خمپاره ی مزدوران بعثي، در منطقه عملیاتی كوشك به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.
  
در هفتم ی ن روز از پائ ی ز سال 1344 وقت ی که چرخ فلک گشت و نام ز ی با و شکوهمند رضا اباذر ی را بر پهنه آسمان نوشت و زم ی ن به آن نگر ی ست به ا ی ن ام ی د که او و طر ی ق ز ی ستن‌اش چراغ راه انسان باشد .
+
==وصیت نامه==
  
 +
فرازهایی از نیایش های شهید
  
گل خوشبو ی رضا شکوفا شد. شه ی د رضا اباذر ی در سال 1350 وارد سنگر علم و دانش شد تا عاشقانه به ا ی ن وظ ی فه انسان ی عمل کند و لحظه ا ی از آن در ی غ نورز ی د و تحص ی لات خود را ط ی سال ی ان مختلف ادامه داد و در سال 1362 به دل ی ل عشق و علاقه خو ی ش به اسلام و ا ی ران از رفتن به مدر سه امتناع ورز ی د و به عضو ی ت سپاه پاسداران، ا ی ن نهاد خود جوش مردم ی که از دل آحاد مردم برافراشته بود تا پاسدار خون شهدا ی ا ی ن مرز و بوم باشد ، در آمد و پس از گذراندن دوران آموزش ی در رو ی ا ی عاشقانه خود غرق و عازم م ی عادگاه مردان د ی ن شد. آنجا که هر لحظه رنگ عشق شه امت را بر خود م ی گرفت و م ی بال ی د بر ا ی ن سعادت، و شه ی د رضا اباذر ی ن ی ز برا ی ا ی ن رفته بود تا در عمل ی ات پ ی روزمند بدر شرکت و درتار ی خ 25/2/65 در جبهه حاج عمران به د ی گر عاشقان طر ی ق الله بپ ی وندد و با خون خود ر ی شه ها ی درخت اسلام را محکم تر کند و
+
بسم الله الرحمن الرحیم
  
 +
اکنون که 21 سال از عمرم می گذرد، چه خوب بود کارنامه ی لحظه به لحظه ی آن، جلوی چشمم می گذشت، ولی گناهان آن چنان بزرگ بوده و آن چنان زیاد بوده که در همین دنیا، شانه هایم از سنگینی بار می لرزد.
  
==وصیت نامه==
+
خداوندا! از روی کم کاری عملم، غصه ها به سراغم می آید و زندگی با افکار ذلت بار، نه تنها در این دنیا به نیستیم خواهد کشاند بلکه زمینه آتشی فروزان را در جهان دیگر برایم مهیّا می سازد.
 +
 
 +
خداوندا! اگر از چشمانم که نعمتی والاست و به من عطا فرمودی نتوانستم در جهت رشد شعورم استفاده کنم، از درگاه تو طلب مغفرت و آمرزش می کنم.
 +
 
 +
خداوندا! به خاطر بی توجهی به تو نمی دانم فردا در مقابل عدل تو چگونه شرمساری را تحمل کنم؟
 +
 
 +
خدایا! آبروی ما را در دنیا و آخرت حفظ بگردان و ما را در جهت بهتر شناختن خود، یاریمان بفرما و در هر لحظه ما را به راه راست هدایت فرما.
 +
 
 +
خداوندا! هر وقت تو در نظرم نباشی، وجود من به اندازه پشیزی ارزش ندارد. هر چه می کشم از نفس سرکش خود می کشم و هنوز نتوانسته ام از قید مسائل دنیوی که مرا هر لحظه به طرف خود می کشاند، در امان باشم.
  
سلام و درود به رهبر کب ی ر انقلاب اسلام ی ا ی ران حضرت آ ی ت الله العظم ی خم ی ن ی ، اسوه و الگو ی همه ی انسانها بعد از پ ی امبران و امامان بر رو ی زم ی ن که پ ی امش به مستضعف ی ن جهان عشق و شور و ا ی مان به خدا و درس آزادگ ی م ی دهد و لرزه و ترس و وحشت را در وجود مستکبران جهان م ی اندازد . سلام بر امام فق ی ه، ا ی ن قامت ا ی ستاده که مانند جدش حس ی ن (ع) در برابر ظلم و ستم مستکبران بزرگ ا ی ستاده و ی ک قدم به عقب برنم ی گردد .
+
بار الها! فرج امام زمان را نزدیک بگردان. دل ما را به خود نزدیک گردانده و تمام مردم را به صراط مستقیم هدایت فرما.
  
 +
خدایا! مرا از خودخواهی و خودپرستی دنیوی مصون بدار. مرا از درگاه خود نا امید نگردان و از آنچه مرا به خود مشغول می کند و از رسیدن به تو باز می دارد محفوظ بفرما.
  
ما به همه دوستان اعلام م ی کن ی م که همگ ی بدانند که جنگ ما با جبهه کفر صدام، جنگ سلاح با سلاح ن ی ست، جنگ معنو ی ت با سلاح است، جنگ ا ی مان با سلاح است .
+
خدایا! رهبر انقلاب ما را حفظ بگردان و تا انقلاب مهدی او را نگهدار.
  
 +
خدایا! انقلاب اسلامی ما را به تمام جهان گسترش بده و از عمر ما کم و به عمر امام افزون کن.
  
ا ی مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگ ی ر ی کن ی د که فردا در محضر خدا نم ی توان ی د جواب ز ی نب (س) را بده ی د که تحمل 72 شه ی د را نمود ....
+
==یادداشت==
  
 +
یادداشتی از شهید
  
استغفار و دعا را از ی اد نبر ی د که بهتر ی ن درمان ها برا ی تسک ی ن دردهاست و هم ی شه به ی اد خدا باش ی د و در راه او قدم بردار ی د .
+
روز جمعه، روز تجمع، روز همبستگی و روزی که بایستی فقیر و غنی و کارگر و کارفرما در صفوف منظم برای ادای فریضه الهی به پا خیزند و هر کاری را اگر چه مهم باشد رها کرده و برای این فریضه به میعادگاه همیشه زنده روی آورند و خنجر بر قلب دشمنان وحدت فرو برند .1
  
  
هدفم از آمدن به جبهه ا ی ن است که هر چه زودتر راه کربلا را باز کن ی م و از آنجا به قدس عز ی ز برو ی م و برادران فلسط ی ن ی را از ز ی ر دست ا ی ن جنا ی تکاران اسرائ ی ل ی آزاد ساز ی م .1<ref> [http://ajashohada.ir/Home/MartyrDescriptive/44933/1/زندگينامه-شهيد-زالی-جاوید-قراچه سایت شهدای ارتش]</ref>
+
<ref> [http://ajashohada.ir/Home/MartyrDescriptive/44933/1/زندگينامه-شهيد-زالی-جاوید-قراچه سایت شهدای ارتش]</ref>
  
  
رضا اباذر ی
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۲


بسمه تعالی

- شهید زالی جاوید قراچه :

تاریخ تولد : 09/01/1338

تاریخ شهادت : نامشخص

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : نامشخص

rId6


زندگینامه

شهید زالی جاوید قراچه در تاریخ 1338/01/09 در گرداب شكستان از توابع شهرستان کازرون ديده به جهان گشود. وي در خانواده اي عشايري و مؤمن و شجاع رشد کرده و با شرايط سخت كوچ نشيني، انس گرفته بود و از تحصیل علم غافل نشد؛ اما به علت دوري خانواده با محل تحصيل، از همان کودکی مجبور به جدایی از خانواده و زندگی با بستگان گشت. سرانجام در سال 1358 در رشته علوم تجربي با معدل بالا موفق به اخذ مدرك ديپلم گرديد.

شهید زالي جاوید قراچه در سال 1358 به خدمت مقدس سربازي اعزام و به مدت دو ماه در پادگان آموزشي كرمان فنون نظامي را فرا گرفت و در همين دوره بود كه به حرفه نظامي علاقمند گرديد. در تاریخ 1358/11/22 در دانشكده افسري ثبت نام و به استخدام ارتش جمهوري اسلامي ايران درآمد.

چند ماه پس از ورودش به دانشكده افسري، جنگ ميان حق و باطل آغاز شد و او كه همانند دیگر عشایر، عشق به ميهن با خونش پيوند خورده بود، توان ديدن اين كه ارتشي تا دندان مسلح، افراد بي گناه و بي دفاع را به خاك و خون مي كشد را نداشت.

سرانجام زماني كه دانشجوي سال سوم دانشكده افسری نیروی زمینی ارتش بود به همراه دانشجويان ديگر در مورخه 1361/05/03 جهت كارورزي به قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب كشور اعزام گرديد و در طرح تقسيم، به گروهان 165 تيپ يك لشكر 92 زرهي اهواز مأمور شد.

شهید جاوید قراچه كه عشق به شهادت سراسر وجودش را فرا گرفته بود، بالأخره به آرزوي بزرگش دست يافت و در تاريخ 1361/05/07 بر اثر اصابت تركش خمپاره ی مزدوران بعثي، در منطقه عملیاتی كوشك به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

وصیت نامه

فرازهایی از نیایش های شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

اکنون که 21 سال از عمرم می گذرد، چه خوب بود کارنامه ی لحظه به لحظه ی آن، جلوی چشمم می گذشت، ولی گناهان آن چنان بزرگ بوده و آن چنان زیاد بوده که در همین دنیا، شانه هایم از سنگینی بار می لرزد.

خداوندا! از روی کم کاری عملم، غصه ها به سراغم می آید و زندگی با افکار ذلت بار، نه تنها در این دنیا به نیستیم خواهد کشاند بلکه زمینه آتشی فروزان را در جهان دیگر برایم مهیّا می سازد.

خداوندا! اگر از چشمانم که نعمتی والاست و به من عطا فرمودی نتوانستم در جهت رشد شعورم استفاده کنم، از درگاه تو طلب مغفرت و آمرزش می کنم.

خداوندا! به خاطر بی توجهی به تو نمی دانم فردا در مقابل عدل تو چگونه شرمساری را تحمل کنم؟

خدایا! آبروی ما را در دنیا و آخرت حفظ بگردان و ما را در جهت بهتر شناختن خود، یاریمان بفرما و در هر لحظه ما را به راه راست هدایت فرما.

خداوندا! هر وقت تو در نظرم نباشی، وجود من به اندازه پشیزی ارزش ندارد. هر چه می کشم از نفس سرکش خود می کشم و هنوز نتوانسته ام از قید مسائل دنیوی که مرا هر لحظه به طرف خود می کشاند، در امان باشم.

بار الها! فرج امام زمان را نزدیک بگردان. دل ما را به خود نزدیک گردانده و تمام مردم را به صراط مستقیم هدایت فرما.

خدایا! مرا از خودخواهی و خودپرستی دنیوی مصون بدار. مرا از درگاه خود نا امید نگردان و از آنچه مرا به خود مشغول می کند و از رسیدن به تو باز می دارد محفوظ بفرما.

خدایا! رهبر انقلاب ما را حفظ بگردان و تا انقلاب مهدی او را نگهدار.

خدایا! انقلاب اسلامی ما را به تمام جهان گسترش بده و از عمر ما کم و به عمر امام افزون کن.

==یادداشت==

یادداشتی از شهید

روز جمعه، روز تجمع، روز همبستگی و روزی که بایستی فقیر و غنی و کارگر و کارفرما در صفوف منظم برای ادای فریضه الهی به پا خیزند و هر کاری را اگر چه مهم باشد رها کرده و برای این فریضه به میعادگاه همیشه زنده روی آورند و خنجر بر قلب دشمنان وحدت فرو برند .1


[۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش