شهید محمد عابدینی حاجی: تفاوت بین نسخهها
Ahmadzade98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگردان | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگردان | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | + | خاطرات | |
خواب و روياي شهيد | خواب و روياي شهيد | ||
| − | + | راوی ن.م چاووشی | |
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | + | یک شب دعای توسل برگزار شد و بعد هرکس به چادرش جهت استراحت کردن رفت . فردای آن روز شهید من را دید و به من گفت : دیشب خوابی دیدم گفتم : چه خوابی ؟ گفت: خواب دیدم ما (گروهان) داریم به کربلا می دویم . این خواب تأثیر عجیبی رویش گذاشته بود. | |
| − | + | استقامت و پایداری | |
موضوع استقامت و پايداري | موضوع استقامت و پايداري | ||
| − | + | راوی سید علی سید غلامی | |
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | + | درارتفاعات قلاویزان در کربلای یک ما حدود دو روز ارتفاعات را نگه داشتیم . در آن مواقعی که آتش بود ( پاتک عراق ) ما خدمت عابدینی زو می رفتیم و می گفتیم : روی این قله دیگر نمی شود بایستیم . بچه ها همگی دارند شهید می شوند . یا روحیه شان ضعیف شده است . ایشان بدون اینکه ناراحت بشود ، با خونسردی می گفت : استقامت کنید به هرحال نیرو می آید و ما آنجا واقعاً به صبر ایشان غبطه می خوردیم با آن آرامش احساس می کردی در منزلش نشسته است . | |
| − | + | شجاعت و شهامت | |
موضوع شجاعت و شهامت | موضوع شجاعت و شهامت | ||
| − | + | راوی ن.م چاووشی | |
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | + | تعدادی از بچه ها برای گرفتن منافقین رفتند که متوجه خانه تیمی شده بودند . در این خانه درگیری از ساعت 12 شب شروع شد و تا ساعت 2 نیمه شب ادامه داشت . ایشان با توجه به آتشی که از طرف منافقین بود ، تنها کسی بود که توانسته بود ، وارد خانه شود و این واقعاً شجاعت ایشان را می رساند . | |
| − | == | + | منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14107 |
| − | + | ==رده== | |
| + | {{ترتیبپیشفرض:محمد عابدینی حاجی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۸
کد شهید: 6523946 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : عابدینیزو تاریخ شهادت : 1365/10/23 نام پدر : علیرضا مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگردان گلزار : خاطرات
خواب و روياي شهيد
راوی ن.م چاووشی متن کامل خاطره
یک شب دعای توسل برگزار شد و بعد هرکس به چادرش جهت استراحت کردن رفت . فردای آن روز شهید من را دید و به من گفت : دیشب خوابی دیدم گفتم : چه خوابی ؟ گفت: خواب دیدم ما (گروهان) داریم به کربلا می دویم . این خواب تأثیر عجیبی رویش گذاشته بود.
استقامت و پایداری
موضوع استقامت و پايداري راوی سید علی سید غلامی متن کامل خاطره
درارتفاعات قلاویزان در کربلای یک ما حدود دو روز ارتفاعات را نگه داشتیم . در آن مواقعی که آتش بود ( پاتک عراق ) ما خدمت عابدینی زو می رفتیم و می گفتیم : روی این قله دیگر نمی شود بایستیم . بچه ها همگی دارند شهید می شوند . یا روحیه شان ضعیف شده است . ایشان بدون اینکه ناراحت بشود ، با خونسردی می گفت : استقامت کنید به هرحال نیرو می آید و ما آنجا واقعاً به صبر ایشان غبطه می خوردیم با آن آرامش احساس می کردی در منزلش نشسته است . شجاعت و شهامت موضوع شجاعت و شهامت راوی ن.م چاووشی متن کامل خاطره
تعدادی از بچه ها برای گرفتن منافقین رفتند که متوجه خانه تیمی شده بودند . در این خانه درگیری از ساعت 12 شب شروع شد و تا ساعت 2 نیمه شب ادامه داشت . ایشان با توجه به آتشی که از طرف منافقین بود ، تنها کسی بود که توانسته بود ، وارد خانه شود و این واقعاً شجاعت ایشان را می رساند . منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14107