از آرزوهایش بود که شهید شود این آخرین باري که به تهران آمده بود گويي میدانست شهید خواهد شد چرا که به هر کسی میرسید رویش را میبوسید و میگفت: مرا حلال کنید که این بار اگر به جبهه برگردم شهید خواهم شد. نامبرده ناراحتی در پایش داشت که به دلیل بودن در سنگر بیشتر شد به طوری که دیگر نمیتوانست از درد طاقت بیاورد که به تجویز دکتر مجبور شد در بیمارستان اهواز بستری گردد و از آنجا نیز با هواپيما به تهران، بخش c 130 اعزام گردد و در سانحه ي جانگداز سقوط هواپیما که در تاريخ، 1360/07/07 نزدیکی تهران به وقوع پیوست به اتفاق سرداران اسلام، تیمسار فلاحی، فکوری و نامجو و برادران ديگر به خیل شهیدان راه حق شتافت و به آروزی دیرینش رسید و مسابقه را از دوستش برد.
این بود گوشهای بسیار کوتاه از زندگی ساده و فقیرانه آن شهید عزيز، که هیچ وقت برای مادیات کار نمیکرد و تلاشش این بود که اسلام پیروز شود؛ زندگی را در سادگی میدید؛ شهادت برادر غلامعلی قهرمانی را به پیشگاه امام امت و ملت شهید پرورمان تبریک و تسلیت میگویم و امیدواریم که خداوند بزرگ به ما توانایی دهد که بتوانیم راه وی را که همانا جنگ با کفر، ظلم و ستم است ادامه دهيم.
و السلام و علیکم و رحمة الله و برکاته.<ref>[[ http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/ 21738%2021738|سایت شهدای ارتش]]</ref>
==پانویس==
<references />