ویرایش‌ها

شهید التماسعلی عباسی

۵۷ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۸
قبل از اینکه خبر شهادت پدرم را به من و خانواده ام اطلاع دهند، یک شب خواب دیدم شلوار بسیجی که به تن دارد پاره و پر از خون شده است . صبح که از خواب بیدار شدم خیلی ناراحت بودم، خوابم را برای مادربزرگم تعریف کردم . مادر بزرگم ناراحت شو و گفت : انشاء الله خیر است . هنگام غروب همان روز چند نفر از دوستان به منزل ما آمدند و اطلاع دادند که : پدرم زخمی شده است . با شنیدن این سخن مادرم شروع به گریه کردن نمود، و گفت : نه، من می دانم که او شهید شده است !.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014314 سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==  <references /> 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14314
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:التماسعلی عباسی}}
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش