شهید محمود علی اکبری موشکی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
 
گلزار :
 
گلزار :
  
خاطرات
+
==خاطرات==
  
 
استقامت و پایداری
 
استقامت و پایداری
سطر ۴۳: سطر ۴۳:
  
  
در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014989 سایت یاران رضا]</ref>
+
*در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014989 سایت یاران رضا]</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۲

rId4

کد شهید : 6121089

نام : محمود

محل تولد : کاشمر

نام خانوادگی : علی‌اکبری‌موشکی‌

تاریخ شهادت : 1361/04/23

نام پدر : علی‌

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص

منطقه شهادت :

شغل :

یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار

گلزار :

خاطرات

استقامت و پایداری

موضوع استقامت و پايداري

راوی حسن قاسمی

متن کامل خاطره


  • در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده‌ها