شهید علی بابادی عکاشه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید علی بابادی عکاشه تاریخ تولد :1341/01/06 تاریخ شهادت : 1362/08/08 وصیت نامه : وصي...» ایجاد کرد)
 
سطر ۳: سطر ۳:
 
تاریخ شهادت : 1362/08/08
 
تاریخ شهادت : 1362/08/08
  
وصیت نامه :
+
==وصیت نامه==
 
وصيت نامه سرباز وظيفه علي عكاشه
 
وصيت نامه سرباز وظيفه علي عكاشه
  

نسخهٔ ‏۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۷

شهید علی بابادی عکاشه تاریخ تولد :1341/01/06 تاریخ شهادت : 1362/08/08

وصیت نامه

وصيت نامه سرباز وظيفه علي عكاشه

به نام خدا ان كيد الشيطان كان ضعيفا و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين

خدا با ماست و اگر او را ياري نمائيم و اما عزيزمان را هميشه يار و ياور باشيم آنقدر به جبهه مي مانم تا اينكه شهيد شوم ا جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين در ميدان نبرد شهيد شد اي جوانان مبادا در غفلت بميريد

كه علي(ع) در محراب عبادت شهيد شدند و يا در حال بي تفاوتي بميريد كه علي اكبر حسين در راه حسين (ع) كه راه رهبر است و با هدف به اميد شهيد شد.

مادران مي خواهم از رفتن فرزندانشان به جبهه جلوگيري نكنند كه فردا در محضر خدا نمي توانند جواب زينب كه تحمل هفتاد و دو شهيد را نمود بدهند همه مثل خاندان وهب باشيد كه مادر وهب وقتي سر فرزندش را آوردند قبول نكرد و گفت من سري را كه در راه خدا دادم پس نمي گيرم

برادران استغفار و دعا زياد بكنيد كه بهترين درمان ها براي تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه خدا قدم برداريد. اين آخرين پيام من است و اما پدر جان ثابت قدم باش و استوار پيش برو گمان مبر كه شهيدان مرده اند كه شهيد شاهد است و جاودانه بر ظلم ابر جنايت كاراني كه هر روز بر مردم محروم سرخ پوست امريكائي و سياه آفريقايي، عرب مستضعف و مسلمان در ضعف نگه داشته شده.

پدر جان من در اين دوران زندگيم نتوانستم خدمتي به تو كرده باشم و اميد وارم كه مرا ببخشي و حلال كني پدر گراميم تو در حق من پدري كردي خداوند اجرت دهد من را ببخش و براي من طلب مغفرت كن پدر حال كه توانستم راه خود را پس از 21 سال پيدا كنم دوست دارم حق را ياري كنم و اما خواهر عزيزم چون كوه استوار و ثابت قدم باش جاودانه بمان و از حق خود و فرزندان اين آب و خاك حمايت كن.

هان بيدار باش كه شهادت من تو را از هدفت باز نايستد چرا هدفمان بسي بالاتر از اين حرفهاست كه در راه آن به اين چنين حوادث كوچكي توجهي شود زينب وار كوله بار مصيبت را بدوش بكش و رسالت شهيدان را به هر كوي و برزن بانگ بزن و برسان. از برادران و خواهران خويش مي خواهم كه صبر داشته باشند و اميدوارم كه همگي در خط اسلام و پيرو ولايت فقيه باشند و در شهادتم گريه نكند كه نشانه ي سستي و ضعف كه دشمن شاد كن است شاد باشيد كه من با عروس زيباي شهادت ازدواج كرده ام كه به آرزوي ديرينه ي خود رسيده ام و اميدوارم كه خداوند اين قرباني را از خانواده ي ما قبول كند و مي خواهم كه از همه ي فاميل و آشنايان به جاي من حلاليت بطلبيد و خود نيز مرا حلال كنيد و از برادرانم مي خواهم كه بعد از من سلاح برداريد و به جنگ كافران بعثي برويد و از دين و ناموس خود دفاع كنيد و اميدوارم كه من را حلال كنيد برادر جان در ضمن پدر جان اگر من سعادت داشتم و شهيد شدم جسد من را در شاهرضا به خاك بسپاريد و خودت اگر توانستي به اسلام آباد شهرضا بيا و از آنجا خودت را آزاد كن در پايان از همه مي خواهم كه براي سلامتي امام دعا كنيد و دفاع از اسلام و روحانيت را فراموش نكنيد،ان شاء الله

والسلام، خداحافظ

خدايا، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

مورخه 1361/07/17



منبع: http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3373

سایت شهدای ارتش