شهید محمود حیدری مقدم: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «نام : محمود محل تولد : مشهد نام خانوادگی : حیدری‌ مقدم‌ تاریخ شهاد...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
خاطرات:
 
خاطرات:
  
زمانی که سید محمود در تهران بود قبل از عید نامه ای برای ما فرستاد و در آن نوشته بود سه روز قبل از عید می آیم ولی ما هر چه انتظار کشیدم نیامد تا اینکه روز دهم عید آمد. به او گفتم: مادر چرا ما را در انتظار گذاشتی و روز مقرر نیامدی . گفت: با دوستان برای دیدن پدر و مادر یک شهید به اصفهان رفته بودم. گفتم: دیدن پدر و مادر شهید خوب است اما من هم مادر تو هستم. گفت: مادر این پدر و مادر شهید خیلی پیر و ناتوان و مستضعف بودند. و همین یک  فرزند را داشتند که به شهادت رسید . و دیدن و احوال پرسی کردن آنها نسبت به شما در اولویت بود.
+
زمانی که سید محمود در تهران بود قبل از عید نامه ای برای ما فرستاد و در آن نوشته بود سه روز قبل از عید می آیم ولی ما هر چه انتظار کشیدم نیامد تا اینکه روز دهم عید آمد. به او گفتم: مادر چرا ما را در انتظار گذاشتی و روز مقرر نیامدی . گفت: با دوستان برای دیدن پدر و مادر یک شهید به اصفهان رفته بودم. گفتم: دیدن پدر و مادر شهید خوب است اما من هم مادر تو هستم. گفت: مادر این پدر و مادر شهید خیلی پیر و ناتوان و مستضعف بودند. و همین یک  فرزند را داشتند که به شهادت رسید . و دیدن و احوال پرسی کردن آنها نسبت به شما در اولویت بود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7670 سایت یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
سایت یاران رضا
+
<references />
 
+
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7670
+

نسخهٔ ‏۲۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۸

نام : محمود

محل تولد : مشهد

نام خانوادگی : حیدری‌ مقدم‌

تاریخ شهادت : 1365/07/15

نام پدر : درویشعلی‌

مسئولیت : رزمنده‌

خاطرات:

زمانی که سید محمود در تهران بود قبل از عید نامه ای برای ما فرستاد و در آن نوشته بود سه روز قبل از عید می آیم ولی ما هر چه انتظار کشیدم نیامد تا اینکه روز دهم عید آمد. به او گفتم: مادر چرا ما را در انتظار گذاشتی و روز مقرر نیامدی . گفت: با دوستان برای دیدن پدر و مادر یک شهید به اصفهان رفته بودم. گفتم: دیدن پدر و مادر شهید خوب است اما من هم مادر تو هستم. گفت: مادر این پدر و مادر شهید خیلی پیر و ناتوان و مستضعف بودند. و همین یک فرزند را داشتند که به شهادت رسید . و دیدن و احوال پرسی کردن آنها نسبت به شما در اولویت بود.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا