شهید حسین حیدری متولد تربت جام: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
مسئولیت : رزمنده | مسئولیت : رزمنده | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | بعد از اتمام عملیات تمام رزمندگان آمده بودند برای استراحت، به سنگرهایشان رفته بودند. به نقل از پسر عمه ام که ایشان همرزم برادرم حسین بوده تعریف می کرد: شب رفتم سنگر حسین و دوستانش و به او گفتم پسر دایی امشب را بیا در سنگر ما با هم باشیم اما حسین گفت: نه پسر عمه امشب را حتما باید پیش همسنگرانم باشم هرچه اصرار کردم نیامد صبح که از سنگر بیرون آمدم صدای هواپیماهای دشمن آمد و بعد از چند لحظه دیدم که از سنگرشان دود بلند شد بچه ها به سمت سنگرشان دویدند و وقتی سنگر و یران شده را می گشتیم متوجه شدیم همگی به شهادت رسیده اند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7629 سایت یاران رضا]</ref> | + | *بعد از اتمام عملیات تمام رزمندگان آمده بودند برای استراحت، به سنگرهایشان رفته بودند. به نقل از پسر عمه ام که ایشان همرزم برادرم حسین بوده تعریف می کرد: شب رفتم سنگر حسین و دوستانش و به او گفتم پسر دایی امشب را بیا در سنگر ما با هم باشیم اما حسین گفت: نه پسر عمه امشب را حتما باید پیش همسنگرانم باشم هرچه اصرار کردم نیامد صبح که از سنگر بیرون آمدم صدای هواپیماهای دشمن آمد و بعد از چند لحظه دیدم که از سنگرشان دود بلند شد بچه ها به سمت سنگرشان دویدند و وقتی سنگر و یران شده را می گشتیم متوجه شدیم همگی به شهادت رسیده اند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7629 سایت یاران رضا]</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ ۲۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۳
نام : حسین
محل تولد : تربت جام
نام خانوادگی : حیدری
تاریخ شهادت : 1365/10/20
نام پدر : محمد
مسئولیت : رزمنده
خاطرات
- بعد از اتمام عملیات تمام رزمندگان آمده بودند برای استراحت، به سنگرهایشان رفته بودند. به نقل از پسر عمه ام که ایشان همرزم برادرم حسین بوده تعریف می کرد: شب رفتم سنگر حسین و دوستانش و به او گفتم پسر دایی امشب را بیا در سنگر ما با هم باشیم اما حسین گفت: نه پسر عمه امشب را حتما باید پیش همسنگرانم باشم هرچه اصرار کردم نیامد صبح که از سنگر بیرون آمدم صدای هواپیماهای دشمن آمد و بعد از چند لحظه دیدم که از سنگرشان دود بلند شد بچه ها به سمت سنگرشان دویدند و وقتی سنگر و یران شده را می گشتیم متوجه شدیم همگی به شهادت رسیده اند.[۱]