ویرایش‌ها

شهید براتعلی علی سیاه

۴۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۱
یک روز همسر براتعلی به نزد من آمد و گفت : براتعلی می خواهد به جبهه برود و من هرچه می گویم حرفهایم را گوش نمی دهد و به من می گوید : اگر به خاطر بچه ها ناراحتی برو و آنها را پیش پدرم بگذار خواهرم از آنها مواظبت می کند . خودت هم پیش خانواده ات برگرد . من گفتم : براتعلی بیا از پشت جبهه ، به رزمندگان اسلام کمک می کنیم براتعلی در جواب گفت : نه ، روبرو شدن با نیروی دشمن بعثی حال و هوای دیگری دارد ، شهادت عشق دیگری است . بعد از اینکه من با ایشان صحبت کردم، بالاخره من و همسرش را راضی کرد و سپس به جبهه رفت . منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 15036سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش