شهید برات علی سیاد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
  
 
خاطرات:
 
خاطرات:
براتعلی یکسری به همراه گله گوسفندان به خاک ترکمنستان رفته بود موقع برگشتن راهش را گم کرده بود و در یک جایی ایستاد و استراحت می کند زمانی که حدس می زند هنگام اذان است شروع به اذان گفتن می کند ولی چوپانهایی که آن قسمت بودند می ترسند و با آب جوش بالای سر براتعلی می ریزند با این حال ایشان اذان را قطع نکرده و ادامه می دهد.
+
براتعلی یکسری به همراه گله گوسفندان به خاک [[ترکمنستان]] رفته بود موقع برگشتن راهش را گم کرده بود و در یک جایی ایستاد و استراحت می کند زمانی که حدس می زند هنگام اذان است شروع به اذان گفتن می کند ولی چوپانهایی که آن قسمت بودند می ترسند و با آب جوش بالای سر براتعلی می ریزند با این حال ایشان اذان را قطع نکرده و ادامه می دهد.
  
یکدفعه یادم است که به دخترم گفت: عموجان بروید وضو بگیرید و بیائید پست سر من نماز بخوانید در آن زمان ما یک خانه ای در دست ساخت داشتیم که براتعلی می گفت این خانه مسجد من است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11921 سایت یاران رضا]</ref>
+
یکدفعه یادم است که به دخترم گفت: عموجان بروید وضو بگیرید و بیائید پست سر من [[نماز]] بخوانید در آن زمان ما یک خانه ای در دست ساخت داشتیم که براتعلی می گفت این خانه [[مسجد]] من است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11921 سایت یاران رضا]</ref>
  
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==

نسخهٔ ‏۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۸

کد شهید: 6008362 تاریخ تولد : نام : برات‌علی‌ محل تولد : سرخس نام خانوادگی : سیاد تاریخ شهادت : 1360/09/08 نام پدر : غلامرضا مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار :

خاطرات: براتعلی یکسری به همراه گله گوسفندان به خاک ترکمنستان رفته بود موقع برگشتن راهش را گم کرده بود و در یک جایی ایستاد و استراحت می کند زمانی که حدس می زند هنگام اذان است شروع به اذان گفتن می کند ولی چوپانهایی که آن قسمت بودند می ترسند و با آب جوش بالای سر براتعلی می ریزند با این حال ایشان اذان را قطع نکرده و ادامه می دهد.

یکدفعه یادم است که به دخترم گفت: عموجان بروید وضو بگیرید و بیائید پست سر من نماز بخوانید در آن زمان ما یک خانه ای در دست ساخت داشتیم که براتعلی می گفت این خانه مسجد من است.[۱]

نگارخانه تصاویر

11921.jpg


پانویس

  1. سایت یاران رضا

کدگزاری

Jabe